در این علم جهت پیدا نمودن نفت اجبارا باید حفاری زمین توسط دستگاه های حفاری پیشرفته و بوسیله ی مهندسین حفاری انجام شود. یک زمین شناس باید بتواند هم سطح و هم زیر زمین را مورد مطالعه قرار دهد. در اوایل قرن بیستم اکتشاف نفت بر مبنای نقشه برداری سطحی تاقدیس ها بود. در میانه ی دهه ی ۱۹۲۰ میلادی، بکارگیری روش های ژئوفیزیکی اکتشاف نفت را وارد مرحله ی تازه ای نمود، در سال های بعد روش های چاه نگاری الکتریک، صوتی، پرتوزایی مورد استفاده وسیعی قرار گرفتند. سپس استفاده از عکس های هوایی بخصوص در مناطق فاقد پوشش گیاهی بسیار کارآمد نشان داد. امروزه با وجود کامپیوتر روش های چند بعدی سنجش از راه دور و ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی سطحی ابزار جدید مهمی می باشند[۱۷].
در بخش بالادستی نفت، اولین مرحله برای دست یابی به نفت و بهره برداری از آن، اکتشاف مخازن نفتی است. ابتدا با توجه به مطالعات سطحی و صحرایی محیط، مجموعه ای از اطلاعات اولیه بدست می آید و اولویت های اکتشاف برای استفاده از روش های دیگر مشخص می شود. این روش ها شامل:
روش های سطحی
ثقل سنجی و میدان های الکترو مغناطیسی
لرزه نگاری
ژئوشیمی آلی
روشهای حفاری(انواع چاه ها)
روش های سطحی[۱۸]
گاه مطالعه ی برخی از نشانه ها در سطح زمین می تواند راهنمای ما برای کشف مخازن احتمالی باشد. بخشی از لایه ها که هزاران متر زیرزمین هستند، ممکن است در اثر عوامل مختلفی که به سطح زمین رسیده باشند و ما آن بخش از لایه را که برونزد[۱۹] آن نامیده می شود مشاهده می کنیم.میتوان برخی مطالعات در مورد آن لایه را از طریق نمونه گیری از برونزد آن انجام داد. گاه نفت موجود در زیر زمین، در اثر عوامل مختلفی به طور طبیعی و بدون حفاری به سطح زمین راه پیدا می یابد و چشمه های نفتی[۲۰] ایجاد می کند. این نفت می تواند از سنگ مخزن به سطح زمین راه یافته باشد و یا اینکه در مسیر حرکت نفت از سنگ منشاء به سنگ مخزن و به دلیل نبود پوشش سنگ به سطح آمده باشد.
در منطقه ی مسجد سلیمان ایران، نمونه های متعددی از چشمه های نفتی وجود دارد. ابتدایی ترین کار در اکتشاف مخازن نفت این است که با مطالعه ی برونزد ها و نشانه های سطحی، اطلاعاتی در مورد سازندهای نفت بدست آورد و یا با مطالعه ی ساختارهای زیرزمینی که آثار آنها در روی زمین قابل مشاهده است تا حدوددی به تله های نفتی پی برد و همچنین اگر در سطح چشمه های نفتی وجود داشته باشد، با مطالعه ی آن به سنگ منشاء آن پی برد و از این طریق مخازن احتمالی را شناسایی کرد.
ثقل سنجی و میدان های الکترو مغناطیسی
این دو روش برای شناسایی مخازن نفتی ای که ساختار مشخص معینی ( مثل تاقدیس) در اعماق کم دارند، به کار می روند. البته با روش مغناطیس سنجی تلوریک[۲۱] می توان مخازن تا حدی عمیق را نیز شناسایی کرد. در روش ثقل سنجی اساس کار این گونه است که تغییر شتاب جاذبه ثقل در نقاط مختلف را می توان به تغییر ماهیت سنگ یا تغییر ساختار مخصوصا ساختار های تاقدیس نسبت داد[۲۲].
توضیح اینکه شتاب جاذبه ی زمین، در قسمت های مختلف زمین، با توجه به تغییر ساختار های زمین شناسی و همچنین تغییر ماهیت لایه های موجود در آن بخش از زمین تغییر می کند. هر اندازه که لایه ها دارای چگالی بیشتری باشد، یا آن که لایه های چگال تر در فاصله ی کمتری از سطح زمین قرار داشته باشند یا آنکه لایه های چگال تر در فاصله ی کمتری از سطح زمین قرار داشته باشند، نیروی جاذبه ی بیشتری ایجاد می کنند. به دلیل آنکه لایه هایی که در عمق بیشتری قرار دارند در تاقدیس ها فاصله های آن ها از سطح زمین کمتر می شود و تفاوتی را در شتاب ثقل نسبت به نقاط اطراف ایجاد می کند. این نشانه ها می تواند عامل شناسایی تاقدیس ها باشد.
اساس کار روش مغناطیس سنجی تلوریک بر این است که میدان مغناطیسی طبیعی زمین را می سنجد اما اگر سنگی وجود داشته باشد که خود میدام مغناطیسی اضافی ایجاد کند، با استفاده از دستگاه های مغناطیس سنج شناسایی می شود. از آنجایی که برخی از سنگ های رسوبی خود مغناطیسی هستند و میدان مغناطیسی اضافی ایجاد می کنند به کمک این دستگاه ها می توان ضخامت این لایه ها را تا حدودی مشخص کرد. باید توجه داشت که جنس سنگ مخزن و منشاء از سنگ های رسوبی است.
لرزه نگاری[۲۳]
در روش لرزه نگاری امواج لرزه ای در اثر انفجار به صورت موج های مکانیکی در لایه های درون زمین قشرده می شوند، برای اینکه بازتاب این امواج از لایه های مختلف زمین دریافت شود، گیرنده های ژئوفون[۲۴] بر روی زمین تعبیه شده اند که بازگشت این امواج را ثبت می کنند. منابعی که برای ایجاد لرزه ها به کار می روند، می توانند چاله هایی که از مواد منفحره پر شده است یا دستگاه vibrosize باشد. این دستگاه کامیونی است که یک صفحه در زیر خود دارد. به هنگام ایجاد لرزه این صفحه روی زمین قرار می گیرد و وزن کامیون بر روی صفحه می افتد و با لرزه های که این صفحه ایجاد می کند، امواجی پدید می آید.
لرزه نگاری را می توا

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

ن در ابعاد دو بعدی و سه بعدی صورت گیرد. حتی روش ۴ بعدی هم که پارامتر زمان را نیز در داده ها وارد کرده است، استفاده می شود.
اطلاعاتی که این روش به ما می دهد بسیار دقیق تر است در واقع هر چه ابعاد لرزه نگاری افزوده شود، تله های نفتی بیشتری با دقت بالاتری قابل شناسایی هستند. سرعت امواج در درون لایه های مختلف با هم متفاوت است و به این ترتیب می توان سطوح بین لایه ای را تشخیص داد. البته به این شرط که این لایه ها دارای چگالی و سرعت متفاوتی باشند. این تفاوت اساس شناسایی لایه ها و سازند های مختلف است.
ژئوشیمی آلی
روشهای حفاری(انواع چاه ها)
تاریخچه ی حفر گمانه بسیار قدیمی است برای جستجوی آب در دشت ها و دره ها به حفر گمانه می پرداخته اند و چون تلمیه نشده بود، در اغلب موارد آب از چاه (گمانه) به صورت آرتزین خارج می شد. قدیمی ترین گمانه ها در چین حفر شده اند.
حفاری مکانیکی: در این روش به یکی از سه طریق ضربه ای، چرخشی یا ترکیبی از این دو، انرژی مکانیکی به سنگ منتقل می شود در اصطلاح عملیاتی که به روش مکانیکی موجب حفر چاه در سنگ می شود را حفاری مکانیکی گویند. دیگر روش های حفاری: حفاری حرارتی، حفاری آبی، حفاری لرزشی و حفاری شیمیایی و حفاری الکتریکی و حفاری لیزری از دیگر روش های حفاری هستند[۲۵].
چاه نفت
چاه نفت عبارت است از حفره های استوانه ای که در زمین برای اکتشاف و بهره برداری از منابع نفتی ایجاد می شود که ممکن است عمود یا مایل باشد. انواع چاه های نفت به شرح زیر اند[۲۶]:
چاه نفت اکتشافی:
اولین چاهی است که جهت کسب اطلاعات زمین شناسی و آگاهی از وضعیت نفت و گاز در ناحیه ای حفر می شود.
چاه مشاهده ای:
چاه هایی که به منظور مشاهده ی وضعیت دائم مخزن حفر می شوند، چاه مشاهده ای نامیده می شوند. فشار مخزن، سطح آب و نفت و نسبت آب و نفت و ….. از جمله مواردی است که با استفاده از چاه های مشاهده ای قابل بررسی است.
چاه جانشینی:
در مواقعی که امکان بهره برداری از چاه قبلی نداشته باشد، مورد حفاری قرار می گیرد.
چاه توسعه ای:
پس از حفاری چاه های اکتشافی و توصیفی و ضمن تایید ذخیره دارای قابلیت اقتصادی مخزن، اقدام به حفر چاه های توسعه ای می شود. استخراج نفت و گاز از مخزن بطور عمده توسط چاه های توسعه ای صورت می پذیرد.
فلات قاره
ماده ی ۷۶ کنوانسیون ۱۹۸۲، فلات قاره را چنین تعریف می کند:
فلات قاره یک کشور ساحلی از بستر و زیر بستر مناطق زیر دریایی تشکیل می گردد که تا آن طرف دریای سرزمینی آن کشور در سرتاسر امتداد طبیعی قلمرو سرزمینی اش تا لبه ی بیرونی حاشیه ی قاره ای تا مساحت ۲۰۰ مایل از خط مبدایی که وسعت دریای سرزمینی از آنها اندازه گرفته می شود و لبه ِ بیرونی حاشیه قاره ای تا آن مساحت نمی رسد، امتداد می یابد.
درتعریف فوق از کلمات بستر و زیر بستر، دریای سرزمینی، امتداد طبیعی قلمرو، لبه ی بیرونی حاشیه ی قاره ای، خط مبدا لبه ی بیرونی حاشیه ی قاره ای استفاده شده است که همه ی این کلمات باید از نظر حقوقی مشخص شوند تا بتوانیم از میان تعاریف دقیق آن ها، آنچه که از نظر تعیین رژیم حقوقی میادین مشترک بدست می آید را جدا کنیم.

Tags: