۴-۵-۱ سهم هریک از مؤلفه های سازگاری در پیش بینی هوش هیجانی به چه میزان است؟
۶-۱ فرضیات پژوهش
۱-۶-۱ پرسشنامه سازگاری از روایی مناسبی برخوردار است.
۲-۶-۱ پرسشنامه سازگاری از اعتبار مناسبی برخوردار است.
۳-۶-۱ سازگاری و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
۱-۳-۶-۱ “سازگاری اجتماعی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
۲-۳-۶-۱ “سازگاری عاطفی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
۳-۳-۶-۱ “سازگاری آموزشی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
۷-۱ تعریف واژگان و اصطلاحات تخصصی
سازگاری از نظر مفهومی را توانایی آمیزش، انطباق، مصالحه، همکاری و کنار آمدن با خود، محیط و دیگران تعریف کرده اند (به نقل از فولادی، ۱۳۹۰).
سازگاری از نظر عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون سازگاری (سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، سازگاری آموزشی) سینها و سینگ[۱۸] کسب می کند (کرمی، ۱۳۷۷ ).
اعتبار[۱۹] از نظر مفهومی به ارتباط منطقی، بین پرسشهای آزمون و مطلب مورد سنجش اشاره دارد (بیانی، ۱۳۸۸).
اعتبار (ضریب آلفای کرونباخ)از نظر عملیاتی: منظور از اعتبار یا پایایی پرسش نامه این است که اگر صفت‌های مورد سنجش با همان وسیله و تحت شرایط مشابه و در زمانهای مختلف مجدداً اندازه گیری شوند، نتایج تقریبا یکسان حاصله شود(سرمد و همکاران، ۱۳۸۹).
روایی[۲۰] از نظر مفهومی عبارت است سؤالات مندرج در ابزار، دقیقاً متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجند (حافظ نیا، ۱۳۸۸).
روایی از نظر عملیاتیعبارت از میزان صحت سنجه، مقیاس یا آزمون در اندازه گیری ساخت نظری یا ویژگی مورد نظر است(سرمد و همکاران، ۱۳۸۹).
هوش هیجانی از نظر مفهومی: یک دسته از مهارت ها، استعدادها و توانایی های غیر شناختی که توانایی موفقیت فرد را در مقابله، فشار و اقتضائات محیطی افزایش می دهد. بنابراین هوش هیجانی یکی از عوامل مهم در تعیین موفقیت فرد در زندگی است و مستقیماً بهداشت روانی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. (بار – آن ۲۰۱۰؛ به نقل از ادیب، ۱۳۸۹).
هوش هیجانی از نظر عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون هوش هیجانی شات(خوش بینی / تنظیم هیجان، ارزیابی از هیجانات، مهارت های اجتماعی، کاربرد هیجانات) کسب می‌کند(شات، ۲۰۰۹؛به نقل از محمدی، ۱۳۸۷).
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
۱-۲ مقدمه
سازگاری از مسائل مهمی است که از همان ابتدای خلقت بشر مورد توجه بوده اما از نظر علمی سابقه چندانی ندارد. شروع کار علمی در مورد سازگاری از سال ۱۹۸۴ آغاز شد که راتوس و نوید[۲۱] مدلی را برای سازگاری ارائه کردند. در سال ۱۹۹۲ لازاروس و فولک من[۲۲]، کار آنها را ادامه دادند و مدل جدیدی برای سازگاری ارائه دادند. در سال های بعد رابطه بین سازگاری و متغیرهای دیگر توسط محققان انجام شد. ازجمله فلورشلم[۲۳]، به نقل از مظاهری(۱۳۸۹) بیان می کند پژوهشگرانی همچون اسپیرمن[۲۴] ۱۹۹۰، مندونکا [۲۵]۱۹۸۱، کان[۲۶] ۱۹۸۹ و بالارد[۲۷] در سال ۱۹۹۲ به بررسی شیوه های افزایش سازگاری از راه‌های رفتاری و رفتاری شناختی و به شیوه‌های گروهی و کوتاه مدت پرداخته اند.
سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده ضروری است و تلاش روزمره همه آدمیان بر محور همین سازگاری دور می زند. هر انسانی آگاهانه یا ناآگاهانه می کوشد تا نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیط زندگی خود برآورده کند؛ و از آنجا که باید نیازهای خود را در قالب ساخت اجتماعی برآورده کند، سازگاری او لاجرم سازگاری اجتماعی است (مظاهری، ۱۳۸۹).
وینزمن[۲۸] به نقل از علی پور (۱۳۸۱) سازگاری انسان را در دو جنبه می داند: سازگاری انسان با خویش و درون و سازگاری انسان با دیگران و پیرامون. این دو محیط درونی و بیرونی در حقیقت دو روی یک سکه اند و با هم روابطی بسیار پیچیده و نزدیک دارند. متاسفانه بسیاری از حوائج و خواسته های آدمی به آسانی برآورده نمی‌شود و گاه ارضاء آن در برابر موانع و مشکلات گوناگون، مستلزم تلاش و فعالیت بسیار است که همیشه هم مثمر ثمر واقع نمی شود و چه بسا ناکامی را بدنبال می آورد.
روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار[۲۹] می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد؛ یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود به دست آورد، ولی بسیاری از روان شناسان دیگر معتقدند که اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی[۳۰] و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند. همچنین از سازگاری تعریفی دیگر ارائه شده که عبارت است از ثبات عاطفی و جسارت در روابط اجتماعی و نیز علاقه به تحصیل که در فرد می باشد و به صورت عاطفی، اجتماعی و آموزشی دیده می‌شود. در هر حال، سازگاری، یعنی تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط. راجرز[۳۱] در تعریف سازگاری می‌گوید: «منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط میان خود و

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

محیط است به نحوی که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقایق خارجی امکان پذیر می سازد». به این ترتیب، سازگاری، یعنی شناخت این حقیقت که فرد باید هدف های خود را با توجه به چارچوب های اجتماعی – فرهنگی تعقیب کند (آهنی، ۱۳۸۹).
آلبرت الیس[۳۲] معتقد است رفتارهای هر فرد بستگی به نظام باور وی و تعبیر و تفسیر موقعیت ها دارد نه وضعیت عینی آن موقعیت. بنابراین بسیاری از رفتارهای ناسازگارانه و نادرست نتیجه باورهای غلط و تفسیر نادرست از اوضاع و احوال هستند اما بر اساس نظر مازلو[۳۳] زمانی که انسان نتواند نیازهای اساسی خود را برآورده کند و در راه تحقق اهداف خود مانع ببیند، رفتار ناسازگارانه خواهد داشت (به نقل از حجاری، ۱۳۹۰).
موسوی (۱۳۹۰) سازگاری و در رأس آن سازگاری اجتماعی را، یک مفهوم نسبی می‌داند که تحت تأثیر فرهنگ‌ها و اعتقادات از جامعه ای با جامعه دیگر فرق می کند. به عنوان مثال، شاید رفتاری خاص در کشوری مسلمان سازگار تلقی شود ولی در کشوری دیگر و برحسب اعتقادات آنان ناسازگارانه باشد. از طرفی رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله خانواده، مدرسه، گروه همسالان و سایر عوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال می رسد که بین او و محیط پیرامونش تعادل نسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی بوضوح تاثیر فراوان بر رفتار فرد دارد. از طرف دیگر، انسان موجودی انعطاف‎‏‏‎‌‌پذیر است، او نه تنها با محیط سازگار می شود، بلکه محیط را نیز مطابق خواسته های خود دگرگون می کند.
موسوی (۱۳۹۰) می نویسد جریان سازگاری اجتماعی فرد اینگونه است که هرکسی احتیاجات روانی دارد که باید برطرف نماید تا به تعادل روانی دست یابد. روانشناسان، سازگاری خود را در برابر محیط، مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار تلقی کرده اند که به خود کمک می‌کند تا خود را با جهان پیرامون خود سازگار کند. طبق نظریه های اجتماعی، آدمیان و موقعیت ها به صورت دو مولفه بر هم تأثیر می گذارند.
پارسونز[۳۴](۲۰۱۰) به نقل از موسوی (۱۳۹۰) مدعی است که کنش اجتماعی دارای دو جنبه است: یکی آنچه فرد خود علاقمند به انجام آن است و دیگری آنچه دیگران از او توقع دارند. پارسونز(۲۰۱۰) معتقد است که افراد برای اینکه به توافق برسند، باید مطابق با انتظارات دیگران عمل کنند. در این صورت نه تنها، رضایت فردی مورد نظر بدست می آید، بلکه رضایت یکدیگر را نیز فراهم کرده اند.
تایلور[۳۵] به نقل از برادران (۱۳۹۰) یک سازگاری مطلوب و ایده آل را نتیجه عوامل زیر می داند:
عملکرد مطلوب در همه ابعاد
رشد و نمو طبیعی
واکنش مناسب به فشارهای روحی جسمی و روانی
توانایی تحمل در برابر موقعیت های قابل تغییر
بنابر نظر تایلور سازگاری را طیف وسیعی از پاسخ های غیر موثر و پاسخ های کاملاً موثر در برخورد با مشکلات زندگی روزمره می داند. بر این اساس در نقطه شروع طیف، ناسازگاری و در وسط سازگاری و در انتها نیز حداکثر سازگاری قرار دارد که می توان از آن به عنوان «شایستگی[۳۶]» نام برد. ناسازگاری موقعیت ناخوشایندی است که در آن فرد از مهارت ها و توانایی های مناسب برخوردار نبوده در رفتارهای خود بی‌کفایت به نظر می رسد و باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای خود و دیگران می شود. سازگاری موقعیت رضایت بخشی است که فرد از مهارت های مناسب و کافی به هنگام رویارویی با موانع موجود برخوردار بوده و در آمادگی کامل بسر می برد و «شایستگی» موقعیت ایده آل و عالی است که در آن فرد تمام مهارت ها و توانایی های خود را به طور خلاق و مبتکرانه به کار می برد تا با مقتضیات و موانع زندگی به خوبی کنار آید. این امر باعث بهبود در کیفیت زندگی و ساختار محیطی فرد شده و او را در دستیابی به اهداف مورد نظر خود کمک می کند و در نهایت به رضایت خاطر از زندگی و زنده ماندن می انجامد.
افراد روان رنجور[۳۷] و روان پریش[۳۸] نسبت به ارزش ها و هنجارها و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده و کمتر آنها را رعایت می کنند. اعمال و شیوه های رفتاری اینگونه افراد، نظام اجتماعی را متزلزل و گاهی نیز مختل می‌کند و موجب می شود که رعایت ارزش های اخلاقی و هنجارهای جامعه نزد سایر افراد زیر سوال رفته و آن را به پایین ترین سطح عمل تنزل دهد. اینگونه افراد به پیامدهای عمل خود نمی اندیشند و در کارهای خود بی‌پروا و بی ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربیات سیار ضعیف بوده و در قضاوت های خود یک سویه می‌باشند. این شخصیت ها عمدتاً از محیط اجتماع، خانه و مدرسه فرار کرده، پای بند قواعد، مقررات و هنجارهای اجتماعی نیستند و به دنبال هر چیزی می روند که جلب توجه می کند (بیژنی، ۱۳۸۸).
۲-۲ تعریف سازگاری
در لغتنامه دهخدا(۱۳۳۷)، سازگاری ؛ «موافقت در کار، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است». مک دونالد[۳۹] می‌گوید: «وقتی می‌گوییم فردی سازگار است که پاسخ‌هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کند آموخته باشد و به طریقی قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می‌تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد».
روان شناسان، سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و ویژگی هایی از شخصیت را بهنجار تلقی کرده اند که به فرد کمک می کند تا خود را با جهان پیرامون خویش سازگار سازد؛ یعنی با دیگر
ان در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی برای خود به دست آورد (اتکینسون و همکاران، ۲۰۰۹؛ ترجمه ی گنجی، ۱۳۹۳). در این میان سازگاری، انعکاسی از تعامل فرد با دیگران ، رضایت از نقش های خود و نحوه‌ی عملکرد در نقش هاست که به احتمال زیاد تحت تأثیر شخصیت قبلی، فرهنگ و انتظارات خانواده قرار دارد (علی پور، ۱۳۸۱).

Tags: