این توانایی ها، مهارت های پایه‌ای پردازش کننده‌ی اطلاعات هستند که اطلاعات مربوط در آن شامل هیجانات و حالات مختلف می باشد. این توانایی های هیجانی مهم اند، چرا که افرادی که به سرعت و دقت می‌توانند عواطف خود را ارزیابی و بیان کنند، بهتر می توانند با محیط و افراد دیگر تعامل داشته باشند. اختلال ناگویی خلقی، با این مولفه در ارتباط است. ناگویی خلقی به لحاظ لغوی فقدان واژه برای بیان احساسات است و به لحاظ مفهومی به ناتوانی در شناسایی هیجانات اشاره دارد. افرادی که دچار این اختلال هستند، قادر نیستند احساسات خود را به صورت کلامی بیان کنند و احتمالاً علت آن داشتن مشکل در شناسایی عواطف است (همان منبع).
افراد باید علاوه بر داشتن آگاهی نسبت به احساسات خود قادر به ارزیابی عواطف دیگران باشد. در قابلیت‌های افراد برای درک دقیق و فهمیدن و همدلی کردن با احساسات دیگران، تفاوت وجود دارد و افرادی که قادر به همدلی کردن و درک احساسات دیگران هستند، بهتر می توانند به محیط اجتماعی خود واکنش نشان دهند و شبکه ی اجتماعی حمایت کننده‌ای را بسازند (مایر و همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از لامعی، ۱۳۹۰).
همدلی یکی دیگر از مهارت های این مولفه است، که ریشه در مهارت اول یعنی خود آگاهی دارد، به این معنی که هرچه ما به احساسات خود آگاه تر باشیم، بهتر می توانیم عواطف و احساسات دیگران را درک کنیم.
فشباخ[۸۱] (۱۹۹۲) به نقل از مایر و همکاران (۲۰۰۰) همدلی را متشکل از سه بخش می داند:
الف) ادراک و تمیز به معنی توانایی استفاده از اطلاعات برای شناسایی، تمیز و نام گذاری هیجانات دیگران که شامل:
– توانایی تجربه و پذیرش نقطه نظرات دیگران
– حساسیت هیجانی به معنی توانایی سهیم بودن در عواطف و احساسات دیگران
ب) تسهیل هیجانی تفکر که شامل:
– توانایی ایجاد و بسط هیجان های مشخص به منظور تسهیل قضاوت ها و خاطرات مربوط به احساسات
– توانایی استفاده از نوسانات خلق به منظور در نظر گرفتن دیدگاه های مختلف و توانایی ترکیب این دیدگاه ها برای ایجاد خلق خاص
– توانایی استفاده از حالت های هیجانی برای تسهیل حل مسأله و خلاقیت
ج) شناختن و تحلیل هیجان ها و به کار گیری معلومات هیجانی، که شامل:
– توانایی درک چگونگی ارتباط هیجان های مختلف
– توانایی درک علل و نتایج هیجانات
– توانایی تفسیر هیجانات پیچیده، مثل حالات هیجانی متضاد
– توانایی شناسایی و پیش بینی حالات گذرا بین هیجانات، مثل شرم و خشم.
این بخش شامل شناخت اساسی در مورد نظام هیجانی می باشد. بنیادی ترین توانایی در این سطح، با توانایی فرد در شناسایی هیجانات و انتساب نام برای آن ها و تشخیص روابط بین هیجانات مختلف و تعبیر و تفسیر آن‌ها در ارتباطات است. فردی که از نظر عاطفی با هوش است، قادر به تشخیص و به کارگیری کلمات مناسب برای هیجانات خود بوده و می تواند هیجان ها را به صورت خانواده دسته بندی کند و یک گروه هیجانی را در میان هیجانات مبهم و وسیع متمایز کند (مایر و همکاران، ۲۰۰۰؛ به نقل از علی اکبری دهکردی، ۱۳۹۱)
د) مدیریت هیجانات که شامل:
– توانایی پذیرش هیجانات، هم هیجانات خوشایند و هم ناخوشایند
– توانایی نظارت بر هیجانات و تأمل در مورد آن ها
– توانایی درگیر شدن، به تأخیر انداختن یا دور شدن از یک حالت هیجانی خاص
– توانایی مدیریت هیجان ها در خود و دیگران
شناخت عاطفی در مرحله چهارم هوش هیجانی، یعنی تنظیم عواطف نقش دارد. افراد به منظور استفاده از شناخت خود، باید قابلیت های بیشتری را کسب کنند. آن ها باید نسبت به تجربه، خلق و احساس، حالت پذیرنده و باز داشته باشند و در درگیر شدن در رفتارهایی که هیجانات مطلوب به دنبال دارد، مهارت کسب کنند. تنظیم هیجان به توانایی بازنگری و بازسازی شدت و جهت یک هیجان در خود و دیگران بر می گردد و شامل تعدیل هیجانات منفی و تغییر جهت آن ها به سمت سازش یافتگی و نگهداری هیجانات لذت بخش می‌باشد. افراد علاوه بر تنظیم هیجانات خود، باید قادر به مدیریت هیجانات دیگران نیز باشند. یعنی توانایی تنظیم و جایگزینی هیجانات را داشته باشند، مثل سخنرانی که برای بر طرف کردن احساس کسالت در شنوندگان، لطیفه ای را تعریف می کند (پلیتری، ۲۰۰۲؛ به نقل از علی اکبری دهکردی، ۱۳۹۱).
۱۵-۲ ابزارهای مورد استفاده برای سنجش هوش هیجانی
در بخش آزمون های هوش هیجانی، آزمون های زیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت:
الف) آزمون هوش هیجانی برادبری- گریوز[۸۲] : از این آزمون در سال ۲۰۰۵ توسط برابری – گریوز ساخته شد. این آزمون دارای ۲۸ ماده است که به ۵ مقیاس هوش هیجانی کلی، خودآگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط، تقسیم می شود. شیوه ی نمره گذاری آزمون با استفاده از مقیاس ۶ نقطه ای از ۱ تا ۶ انجام می شود. جمع نمراتی که آزمودنی در هر یک از سوالات کسب می کند نمره کل آزمون را تشکیل می‌دهد. برای استاندارد کردن، دستیابی به نرم های لازم و تعیین عوامل تشکبل دهنده ی آن با توجه به فرهنگ ایرانی آن کاری جدی صورت نگرفته است(برادبری و گریوز،۲۰۰۵).
بآزمون هوش هیجانی بار – آن : این آزمون توسط بار- آن در سال ۱۹۸۰ تدوین گردید. این پرسشنامه دارای ۱۳۳ سوال است که در ایران نسخه ۹۰ ماده‌ای از آن تهیه شده و ضریب همسانی درونی آن مناسب گزارش شده است. این پرسشنامه دارای ۱۵ زیرمقیاس است که در ۵ حیطه کلی قرار می‌گیرند. این پنج حیطه عبارتن

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

د از: مولفه درون فردی، مولفه بین فردی، مولفه سازگاری، مولفه مدیریت استرس، مولفه خلق عمومی. نحوه نمره گذاری در این پرسشنامه از ۵ به ۱(کاملاً موافقم تا کاملاً مخالف) انجام می شود و نمره کل آزمون نیز برابر با مجموع نمرات ۱۵ مقیاس می باشد که حداقل نمره برای آزمودنی ها ۹۰ است. اعتبار و روایی آلفای کرونباخ برای کل آزمون ۹۳% میباشد(بار – ان و پارکر ، ۲۰۰۰).
ج) مقیاس هوش هیجانی شات : این پرسشنامه توسط شات و همکاران در سال ۱۹۹۸ براساس مدل نظری هوش هیجانی سالووی و مایر (۱۹۹۰) و برای سنجش هوش هیجانی نوجوانان ساخته شده است. این آزمون ۳۳ سوالی است و پرسشهای آزمون سه مقوله سازه هوش هیجانی شامل تنظیم هیجان ها، بهره وری از هیجان‌ها و ارزیابی هیجان‌ها را در مقیاس پنج درجه ای لیکرت (کاملاً مخالف تا کاملاً موافق) می سنجد. مقیاس هوش هیجان گرچه از سه مولفه پیش گفته اشباع شده، تنها یک نمره کلی برای هوش هیجانی به دست می دهد که دامنه آن از ۳۳ تا ۱۶۵ است. در ایران هنجاریابی این آزمون به وسیله خسرو جاوید (۱۳۸۱) صورت گرفته است. مطالعه این مقیاس درمیان نوجوانان برای هوش هیجانی کل، روایی ۸۴/۰ و برای خرده مقیاس های آن به ترتیب ۷۶/۰، ۶۶/۰ و ۵۵/۰ گزارش شده است. ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس نیز برای هوش هیجانی کل ۸۱/۰ و برای خرده مقیاس هاى نامبرده به ترتیب ۷۸/۰، ۶۷/۰، ۵۰/۰ گزارش شده است (شات، ۲۰۰۹، به نقل از محمدی، ۱۳۸۷).
د) آزمون خود گزارشی هوش هیجانی اسچت[۸۳]: این مقیاس یک ابزار خودگزارشی کوتاه هوش هیجانی است که به وسیله ی اسچت و همکاران طراحی گردید. مقیاس هوش هیجانی اسچت از ۳۳ ماده تشکیل می‌شود که آزمودنی پاسخ خود را بر روی مقیاس ۵ درجه ای لیکرت که از کاملاً مخالف تا کاملاً موافق درجه بندی شده است مشخص می کند. در این مقیاس نمره ی بالاتر بیانگر هوش هیجانی بیشتر است. ضریب آفای کرونباخ آن ۹۰/۰ و روایی آن ۷۸/۰ بدست آمد(به نقل از بیانی، ۱۳۸۸)
در نهایت، با توجه به ویژگی های شاخص آزمون هوش هیجانی شات نسبت به سایر آزمون های مطرح شده که از جمله آن می‌توان به تعداد کم سوالات، هنجاریابی شده در ایران، کمتر مورد استفاده قرار گرفتن، قابلیت سنجش داشتن و همچنین متناسب بودن سوالات آزمون با شرایط فرهنگی جامعه ایران، این آزمون برای پژوهش حاضر مناسب تر به نظر می رسد.
۱۶-۲ عوامل مؤثر در هوش هیجانی
سالووی(۱۹۹۹) توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریات گاردنر در مورد استعدادهای فردی، قرار می‌دهد و این توانایی‌ها را به پنج حیطه اصلی بسط می‌دهد.
شناخت عواطف شخصی: خود آگاهی- تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می‌کند- سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی وادراک خویشتن، نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات واقعی، ما را به سردرگمی دچار می‌کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می‌توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می‌گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.
به کار بردن درست هیجان ها : قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی و مهارت عاطفی است که بر حس خود آگاهی متکی می‌باشد و شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب‌ها، افسردگی‌ها یا بی‌حوصلگی‌های متداول و پیامدهای شکست، است. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، به طور دایم با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می‌توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذرانند.
برانگیختن خود: برای جلب توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان‌ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید. خویشتن داری عاطفی- به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانش‌ها – زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است. توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشمگیر را میسر می‌گرداند. افراد دارای این مهارت، در هر کاری که بر عهده می‌گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود.
شناخت عواطف دیگران: همدلی، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است ، “مهارت ارتباط با مردم” است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته‌های دیگران است توجه بیشتری نشان می‌دهند. این توانایی، آنان را در حرفه‌هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می‌سازد.
حفظ ارتباط هابخش عمده‌ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است، مانند صلاحیت یا عدم صلاحیت اجتماعی و مهارت‌های خاص لازم برای آن. اینها توانایی‌هایی هستند که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می‌کنند. افرادی که در این مهارت‌ها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می‌گردد بخوبی عمل می‌کنند، آنان ستاره‌های اجتماعی هستند.
البته افراد از نظر توانایی‌های خود در هر یک از این حیطه‌ها، با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما
برای نمونه در کنار آمدن با اضطراب‌های خود به طور کامل موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامی‌های دیگران چندان کار آمد نباشیم. بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصب است اما مغز به طرز چشمگیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری است( مایر و همکاران، ۱۹۹۹).

Tags: