پایان نامه ارشد درمورد موازنه قدرت

پایان نامه ها

بهتر از داشتن همسایه قدرتمند هست این امر باعث می شود که کشور امکانات خود را در موارد توسعه واقتصاد بجای افزایش دفاعی صرف کند.
داشتن موقعیت نسبی دربرابر کشورهای بزرگ منطقه ای یک موقعیت بدی می باشد مثل کشورکویت دربرابر عراق.
اگر تعداد همسایه گان یک کشورکم باشد موقعیت آن کشورنسبتاً خوب خواهد بود چون تعدد مرزی باعث افزایش اختلافات می شود.
قرار داشتن یک کشور در درون کشور دیگر ویا بین دوکشور دیگر موقعیت مناسب نیست.
اگر کشوری که میان دوکشور دیگر قرار دارد ممکن است تبدیل به دیوار مایل شود.

2-7-2)موقعیت دریایی
موقعیت دریای بیشتری از کشورهای امروزی دنیا موقعیت دریایی دارد. موقعیت دریایی دارای امتیازات فراوان می‎باشد.
1-گسترش تجارت از راه دریا ارزان ترین وسریعترین راه است.
2-گسترش سیاحت وجهان گردی.
3-گسترش توسعه قدرت دریای .
4-بهره گیری از منابع موجود در دریا.
5-بهره گیری از مزایای دفاعی دریا ، بهترین مرز ، مرزکوهستانی ودریای است که برای دفاع خوب است.
موقعیت مرکزی: موقعیت است که رفت وآمد زیادی بین المللی دارای اقتصادی سیاسی مذهبی وفرهنگی است.
تذکر
1-باید توجه کرد که هرموقعیت مرکزی می تواند یک موقعیت راهبری واستراتژیک هم باشد.
2-موقعیت های مرکزی هم یک فرصت وهم یک تهدید بر آن کشور وآن شهرمی باشد.

2-7-3)موقعیت راهبردی / استراتژیک
موقعیتی است که به دارنده آن امتیاز قاطع نظامی، سیاسی، اقتصادی، وغیره در مقابل رقبا ودشمنان ارائه می‎کند. باید توجه کرد هرموقعیت مرکزی راهبردی هست ولی موقعیت راهبردی مرکزی نیست. بسیاری از کشورها کانال ها وآب راه ها را در اختیار دارند که برای آن کشور امتیاز راهبردی ایجاد میکند. مثلاً تنگه هرمز که مسیر انتقال نفت از خاورمیانه در اروپا است ودر اختیار ایران وعمان قرار دارد. تنگه بسفرو رود دانیل که بین ترکیه آسیای واروپای قرار دارد . تنگه جبل الطارق که ارتباط دهنده دریای مدیترانه واقیانوس اطلس است وجداکننده قاره آفریقا از اروپامی باشد. وبین دو کشور ، اسپانیا ومراکش قرار دارد، وهم چنان کانال سوئز، تنگه باب المندب ، کانال پانامه وغیره می باشد.

2-7-4)وسعت واهمیت آن
الف” توانای پذیرش جمعیت زیاد: جمعیت زیاد هم ایجاد بازار اقتصادی را درپی دارد وهم در مواقع جنگی قوت دفاعی میدهد.
ب” داشتن منابع متنوع تر وزیادتر: کشور وسیع می تواند دارای منابع فراوان ودر عین حال متنوع باشد.
ج” تنوع آب وهوای: باعث رونق وگسترش پایه های اقتصادی مختلف می شود.
د” توانایی استقلال وقدرت نظامی وسیاسی: کشوری که بزرگ است میتواند همیشه مستقل باشد درحالی که کشورهای زره ای بعضاً بحت الحمایه قرار دارد.
ه” توانایی دفاعی: کشور وسیع میتواند درمواقع جنگ قدرت دفاعی بیشتری داشته باشد
1-رابطه وسعت با امور دفاعی:
2-رابطه وسعت با . . . . .

2-7-5) شکل واهمیت آن
کشورهای طولانی : به کشوری اطلاق میشود که طول آن شش برابر عرض آن باشد. مانند کشور شیلی.
کشورهای متراکم یادایره ای: کشوری اطلاق میشود که فاصله مرکز آن مساوی باشد فرانسه ، کامبوج و اسپانیا وغیره.
کشورهای زایده دار: به کشورهای اطلاق میشود که بخشی از خاکش بصورت کانال در درون یک کشور دیگر قرار داشته باشد.
کشورهای چندبخشی: به کشورهای اطلاق می شود که حالت قاره ای ویا جزیره ای دارد.

2-7-6)مرزها
الف : مرزهای خشکی
منطقه مرزی وخط مرزی: منطقه مرزی یک منطقه جغرافیای است که برای سکونت در نظرگرفته شده که محدود وجود داشته ولی خط مرزی بصورت معین میان دوخاک کشیده می شود وحالت پیشانی دارد.
1-مرز قبل از سکونت وبعد ازسکونت: دربعضی موارد اول سکونت وجود دارد وبعد مرزشکل می‎گیرد و در بعضی موارد برعکس است.
2-مرزهای تطبیقی وتحمیلی: درمرز تطبیقی مسائل فرهنگ مورد توجه قرار میگیرد ولی در مرز تحمیلی بدون در نظر داشتن مسائل فرهنگی مرز را روی یک قوم تحمیل می کند.
3-مرزطبیعی وهندسی: مرز طبیعی مرز است که براساس عوامل طبیعی مثل کوهها دریاها ویا با اطلاق ها ویا هم صحراها بوجود می آید اما مرز هندسی مرزی است که بصورت خط کشی شده بدون در نظرداشت عوامل فوق میان دو کشور بوجود می آید.

2-7-7)پایتخت واهمیت آن وسیاست
پایتخت کشورها میتواند از زاویه های مختلف مورد بررسی قرار بگیرد واز لحاظ هسته مرکزی از لحاظ موقعیت دفاعی ویا سیاسی.
در کل پایتخت ویژگیهای ذیل را دارد.
الف : باعث توازن اداری وفرهنگی می شود.
ب : نظارت بهتر براطراف کشور.
ج : ایجاد راه های موا صلاتی بصورت آسان.
د : دفاع بهتر از کشور .
ه : نزدیکی به مناطق آشوب نیرو روان کند.
همچنین پایتخت می تواند از نظر هسته ای مرکزی هم مهم باشد حکومت های تازه شکست یافته سعی می‎کند که پایتخت را دریا قرار دهد که مردم مدافع آن جا وجود دارد. ( سروری، 1392)

2-8) نظریه تئوری هارتلند (heart land theory)
بر اساس تئوری هارتلند هرکس منابع انسانی و فیزیکی اورآسیا واقع بین آلمان وسیبری مرکزی در اختیار داشته باشد می تواند جهان را کنترل کند. این تئوری توسط جغرافی دان انگلیسی، سر هالفورد مکیندر (sir hal ford makinder) در مقاله ای در سال 1904 وسپس در کتاب وی در سال 1919منتشر شد. (الهی، 1384: 20) مکیندر قاره های اروپا، آسیا و آفریقا را به عنوان جزیره جهانی می شناخت و آن را به همین نام معرفی کرد. (عزتی، 1382: 12) کلید جزیره جهانی، ناحیه محور یا هارتلند است. وی هارتلند را نا
ح
یه وسیعی می دانست که اقیانوس منجمد شمالی تا نزدیکی کناره های آبی این منطقه ادامه داشت. این ناحیه از غرب به رودخانه ولگا، از شرق به سیبری غربی، از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به ارتفاعات هیمالیا، ارتفاعات ایران وارتفاعات مغولستان محدود می شد. ناحیه محور، از هیچ یک از قدرتهای دریایی تهدید نمی شوند. (عزتی، 1382: 13)
اساس تز معروف مکیندر این بود که حوزه داخلی اروآسیا منطقه محوری سیاسی جهان است. مکیندر متذکر شد که این منطقه محوری توسط یک حاشیه هلالی شکل محاصره می شود که خاورمیانه در آن جای دارد. (درایسدل، بلیک، 1386: 36) مکیندر از سیاست هایی که موازنه قدرت بین قدرتهای بری و بحری را ایجاد کند حمایت می نمود تا بدین وسیله یک کشور معین نتواند بر هارتلند تسلط بیابد. به هنگام جنگ جهانی دوم مکیندر در تئوری خود توسعه قدرت هوایی وقدرت ایالات متحده آمریکا را که خارج از جزیره جهانی بود مورد ملاحضه قرار داد. (الهی، 1384: 20) به عقیده مکیندر اطراف هارتلند را دو ناحیه فرا گرفته اند:
1- هلال داخلی یا حاشیه ای که شامل سرزمین هایی است که پشت خشکی اروآسیاو کنار آب قرار دارند و قابل دسترسی قدرت دریایی هستند. (موقعیت ساحلی) 2- هلال خارجی یا جزیره ای که شامل جزایر بریتانیا، ژاپن و استرالیا است.
مکیندر بر این باور بود که هارتلند اهمیت اساسی در اورآسیا به عهده دارد. وی در 1919چنین عنوان کرد: “کسی که بر شرق اروپا تسلط یابد بر هارتلند حاکم خواهد بود و کسی که بر جزیره جهانی حاکم باشد بر دنیا مسلط است” (عزتی، 1382: 13) در 1919مکیندر از اینکه آلمان روسیه را کنترل کند و در (1943) از اینکه شوروی آلمان را کنترل کند اعلام خطر کرد. تاثیر نظریه مکیندر در شکل گیری سیاست “سد نفوذ” آمریکا و همینطور در تحلیل نتایج پیوند نزدیک روسیه وچین به چشم می خورد. در آغاز قرن 21 میلادی و با توجه به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی زمینه های توجه به تئوری مکیندر در سیاست قدرتهای اروپایی، امریکا وچین و روسیه در گسترش سلطه بر مناطق آسیای مرکزی و منطقه خلیج فارس قابل مشاهده است. (الهی، 1384: 21)

2-9)نظریه تئوری ریمیلند (rimland theory)
نظریه دیگری که در مباحث ژئوپولیتیک از اهمیت ویژه ای برخوردار است، نظریه تئوری سرزمین حاشیه‎ای “ریمیلند” از نیکلاس اسپایکمن (Nichols spykman) می باشد.
این تئوری به سرزمین های حاشیه ای اروپا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و خاور دور اهمیت بسیار می دهد. و آنها را همچون کلیدهای امنیت ایالات متحده آمریکا تلقی می کند. به نظر این دانشمند تسلط بر هر یک از این مناطق، احاطه بر جهان جدید را به صورت یک امکان در می آورد. (نورائی، شفائی، 1385: 117) اسپایکمن به ریملند که با تغییراتی همان هلال داخلی مکیندر است اشاره می کند و می گوید سلطه بر هر یک از مناطق، امنیت امریکا را تهدید می کند، زیرا از چنین موقعیتی محاصره دنیای جدید ممکن می شود و می گوید هرکه ریمیلند را کنترل کند بر اوراسیا حکومت می کند و هر کس اوراسیا را کنترل کند سرنوشت جهان را در اختیار دارد. (الهی، 1384: 22)
تفسیر اسپایکمن از از اهمیت ارتباط هارتلند با حلقه اطراف آن، اندکی با اظهارات مکیندر موتفاوت است. مکیندر این محدوده را با هلال داخلی وخارجی می خواند اما در بیان اسپایکمن، این محدوده سرزمین حاشیه یا ریمیلند خوانده می شود که در محاصره آبهاست. دلیل اهمیت دادن اسپایکمن به ریمیلند در مقایسه با هارتلند، از این جهت بود که به اعتقاد وی، این منطقه امکان ترکیب قدرت بری و بحری را بهتر فراهم می کند. همچنین بهترین منابع نیروی انسانی و سهولت ارتباطات در این بخش از جهان وجود دارد. (عزتی، 1382: 18) اسپایکمن با ارائه این تئوری، نظرش این بود که ایلات متحده آمریکا نکات زیررا بپذیرد و به رسمیت بشناسد.
1)مسؤلیت نهائی هر دولت در حفظ امنیت خودش 2) اهمیت یک قدرت توازن جهانی 3)ضرورت استفاده از نیروی ایلات متحده آمریکابرای برقراری و تثبیت چنین توازنی. (نورائی، شفائی، 1385: 117)

2-10) نظریه قدرت دریایی (sea power theory)
نظریه دیگری که در مباحث ژئوپولیتیک حائز اهمیت است، نظریه آدمیرال آلفرد تایر ماهان (admiral Alfred Thayer mahan) آمریکایی می باشد. این افسر نیروی دریایی آمریکا “نیروی دریایی را به عنوان کلید قدرت جهانی” مورد تاکید قرار داده است. به نظر آلفرد ماهان “دریاهای جهان بیش از ان که سرزمین های جهان را از هم جدا کنند آنها را به پیوند می دهند بنابراین تشکیل امپراتوری های ماورای بحار ودفاع از آنها به قدرت تسلط بر دریا بستگی دارد. (نورائی، شفائی، 117: 1385)
براساس تجزیه وتحلیل قدرت دریایی بریتانیا و تاریخ دریایی جهان، ماهان توانست شش عامل را که قدرت دریایی، تا حد زیادی به آنها بستگی دارد، تشخیص دهد. این عوامل عبارتند از:
1)موقعیت جغرافیایی: اگر کشوری از موقعیت دریایی مناسبی برخوردار باشد و این امر با کنترل استراتیژیک ابراههای مهم و پایگاههایی که دشمن ممکن است از آنها برای محاصره و تهدید استفاده کند همراه باشد، مناسبتراست.
2) ویژگی های طبیعی: هدف از ویژگی های طبیعی، وضعیت ساحل و مشخصات فیزیکی آن است. اگر کشوری دارای طول ساحلی زیادی باشد ولی به علت نامساعد بودن ساحل نتواند به ایجاد بنادر، لنگرگاهها و تاسیسات دفاع ساحلی اقدام کند چگونه می تواند دارای ارتباطات دریایی مناسبی باشد؟ بنادر
و لنگر گاهای زیاد در عمق کشور، با عث قدرت دریایی و کسب ثروت است. اگر تأسیسات بندری از قابلیت دفاعی خوبی برخوردار نباشد آسیب پذیری آنها اجتناب ناپذیر است.
3) طول ساحل و وسعت قلمرو: منظور ماهان از وسعت قلمرو، طول خطوط ساحلی یک کشور و قابلیت دفاع سواحل است واینکه اساساَ به منظور یک پدافند عامل، اقداماتی انجام گرفته است یا خیر؟ در این میان معابر نفوذی وتکیه گاهای آبی از مهمترین عواملی هستند که باید توجه شوند.
4) جمعیت: میزان جمعیت یک کشور یک عامل مهم و قابل ملاحظه است، زیرا توانایی ایجاد یک نیروی دریایی و تامین افراد مورد نیاز بر آن، به میزان جمعیت آن کشور بستگی دارد. تنها برخی از کشورها قادرند پایگاهای ماوراء بحار را که نیروی نسبتا بزرگی از نظامیان و مدیران را تقاضا می کند،