پایان نامه رایگان با موضوع شرکت در انتخابات، اعتماد متقابل، خارج از خانه

پایان نامه ها

باعث میگردد معاش یک فرد به عنوان وثیقه وام از وی ستانده شود.” (سفر تثنیه 24:6)
نحوه‌ی رفتار یک وام دهنده با وثیقهای که از بابت وام دریافت میکند نیز از دیگر موضوعات مورد توجه است؛ چرا که وضعیت مالی فرد مقروض حساب میشود:202 “هنگامی که به هر نحو وامی به همسایگان خویش میدهید، برای گرفتن آنچه به عنوان وثیقه به شما میدهد به خانه‌ی وی نروید در خارج از خانه بمانید و به فردی که به او وام دادهاید اجازه دهید که وثیقه را نزد شما بیاورد. اگر او فقیر بود هرگز وثیقه وی را در میان اموال خود قرار ندهید. “(سفر تثنیه 13-24:10)
در دریافت وثیقه هیچ چیز خطایی وجود ندارد، لیکن شأن کسانی که اموال خود را در گرو میگذارند باید مورد احترام واقع شود و فقرا نیز نباید به استثمار درآیند. این مسئله که آیا باید چنین محدودیت‌هایی را در مورد وام دادن به غیر یهودیان نیز به‌کار برد، همواره در میان پژوهشگران خاخامی مورد بحث بوده است. برخی، به ویژه میمون، این قانون ( ندادن قرض با بهره به یهودیان) را به معنی وجوب تعیین بهره برای غیریهودیان دانسته و با ترجمه‌ی “تاشیخ”203 عبرانی به مفهوم “باید” به جای “میتوانید” تفسیر کره‌اند.204
از آنجا که میمون تقریباً به یک قانون‌گذار یهودی تبدیل شده است، به واسطه‌ی احترامی که برای آثار فلسفی وی و تفاسیر او برمیشنا205 وجود دارد، این موضع درباب بهره در سراسر جهان یهودی قرون وسطا نیز محترم بود. برخی مفسران نیز چنین اظهار میدارند که تعیین بهره برای غیریهودیان در اروپا از قرن سیزدهم و پس از آن تضمین می‌کند که روابط با مسیحیان مبنی بر یک بنیان تجاری بود، در حالی که این روابط با یهودیان دوستانهتر و نزدیک‌تر بود و بر مبنای مساعدت و اعتماد متقابل روی میداد. این مسئله همبستگی میان جوامع یهودی را تقویت می‌کرد و از همانند سازی آنان با اکثریت جمعیت مسیحی جلوگیری میکرد؛ همان‌طور که یهودیان در سراسر اروپای قرون وسطایی معمولاً از زمین‌داری تحریم شده بودند و در اشتغال نیز مورد تبعیض بودند، گاهی نیز از عضویت در اصناف صنعتگران و تاجران نیز محروم می‌شدند و دامنه امرار معاش آنان بسیار محدود بود. وام دادن و صرافی از جمله شغل‌هایی به شمار میرفتند که برای یهودیان آزاد بود.
لئون پولیاکار206 یهودیان را دارای مزایای رقابتی بیشتری در وام دادن – بانکداری و اقتصاد در اروپای قرون وسطا میدانست و این تنها به‌این علت نبود که مسیحیان از فعالیت‌هایی نظیر قرض گیری و وام دهی صرف‌نظر میکردند، بلکه همچنین به این سبب بود که قدرت‌های مذهبی آنها را تحریم و محدودیت واقع نشده بودند. آنها نیز همانند مسیحیان ملزم به پرداخت مالیات بودند‌، پولیاکار در بررسی خود از گزارشات قانونی ایتالیا درباب بازرگانی و مالیات بندی تنها توانست یک مثال بیابد که در سال 1317 در پیزا یک وام دهنده‌ی یهودی ملزم به پرداخت وجهی به یک دادگاه مذهبی شده بود. به علاوه، به دلیل میزان محدود فرصت‌های شغلی یهودیان، آنها انگیزهای قوی در کسب مهارت‌های مالی داشتند که نسل به نسل منتقل میشد. این حقیقت که وام دهندگان یهودی ارتباطی نزدیک با دیگر وام دهندگان یهودی داشتند و برای یکدیگر وامهای بدون بهره مهیا می‌کردند بدین معنا بود که آنها از منابع مالی مضاعفی برخوردار بودند که در صورت نیاز برای آنان فراهم بود بنابراین مسئله چنین نتیجه‌گیری می‌شود که تقریباً یک بازار میان – بانکی یهودی غیررسمی بر مبنای اعتماد میان هم کیشان وجود داشت.207
یکی از امتیازات اصلی شغل وام دهی و صرافی این بود که این‌کار به زمان کمتری نسبت به تلاش در زمین‌های کشاورزی یا انجام فعالیت‌های صنعتی در جهان قرون وسطایی نیاز داشت. این شغل موجب میشد زمان آزادتری برای امورد ینی و مطالعه‌ی تورات باقی بماند. پول یک کالای بی حاصل قلمداد نمیشد و در واقع گیتسوچاک آباربانل208 که یک پژوهشگر اقتصادی و خاخام در اسپانیای عصر فردیناند و ایزابلا بود، هیچ تفاوتی میان ایجاد سود از پول و به‌دست آوردن پول از پرداختن به کالاهایی نظیر شراب و ذرت قائل نبود.209 نگرش دیاسپورا210 و حمایت یهودیان با پول و اقتصاد اساساً بر مبنای تعصبات دینی بود که در حد ضرورت باید در زمانی صورت میگرفت که تعصبات دینی آنان در میان مسیحیان و مسلمانان درباب این موضوعات غالب بود. 211

2-2-1-2)بازرگانی، تجارت منصفانه و مقررات دولتی
بازرگانی در مقررات، بخشی طبیعی از حیات اقتصادی تلقی شده است. نباید درباب مزایای نظام اقتصادی و بازرگانی گزافه گویی شود، اما خطاهای اصلی چندانی در معاملات تجاری وجود ندارد. خرید و فروش تنها فعالیتی روزمره انگاشته شده است و با معاملاتی که در کالاهای با دوام و بیدوام، ایجاد مسکن و زمین صورت میگیرد همراه است. معاملات کالاهای بیدوام به مقررات پنجاه212 محدود میشوند. چنین به تأئید رسیده است که تجارت میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد، اما یک طرف میتواند طرف دیگر را با داشتن قدرت خرید بیشتر و یا کمتر یا داشتن دسترسی بهتر به اطلاعات از میان ببرد؛ برای مثال “اگر زمینی را به همشهریان خود فروختید و یا از آنان زمینی را خریدید از یکدیگر سوءاستفاده نکنید” در اینجا بر تجارت منصفانه و رعایت صداقت در تمامی معاملات تأکید شده است: “هنگامی که طول و عرض و یا مقدار را اندازه میگیرید از معیارهای نادرست استفاده نکنید.”(لاویان 25:14) استفاده از ابعاد صحیح و وزنههای معتبر، اِپاه213 درست (معیاری خشک) و هین 214درست (یک معیار
م
ایع) توصیه شده است.(لاویان 36-19:35) از تقلب به عنوان یک وسوسه‌ی محتمل در تمامی معاملات دوری کرد و معیارهای والای اخلاقی را باید در تمامی معاملات تجاری پیشه ساخت. 215
مداخله تجاری تمامی مقامات قابل توجیه است که از جمله آن قانون‌گذاری قیمت است. تا ماری موردی را ذکر میکند که در آن روزهای پایانی معبد دوم اورشلیم در اسرائیل باستان، زنان برای هر زایمان یا سقطی که داشتند میبایست به عنوان بخشی از آئین تطهیر خود یک کبوتر قربانی میکردند. این امر موجب افزایش بهای کبوتر شد که بدین ترتیب فقرا از آن پس استطاعت خرید و قربانی کردن آن را نداشتند. خاخام شمعون بن قامیل اعلام کرد که هر زن میتواند تنها یک کبوتر پیشکش کند و بدین ترتیب قیمت آن بلافاصله پایین آمد. در این نظریه قیمت عادلانه نیز در یهودیت مطرح می‌شود که مفهوم اوناه 216(تندروی ) را در بردارد و به‌نظر میرسد تنها دلالت بر قیمتی درست است؛ قیمتی عادلانه و به معنای آن است که برای هیچ‌کس مخرب نخواهد بود. اوناه (تندروی) تنها در معاملات میان یهودیان صدق میکند. صداقت لازمه تمامی معاملات با غیریهودیان است، اما هیچ محدودیت خاصی در صورتی که شریک یهودی دریک وضعیت بهتر تجاری قرار داشته باشد، برای حمایت از موقعیت مالی آن غیریهودی عنوان نشده است. مسئله‌ی تبعیض اقتصادی در معاملات میان یهودیان و غیریهودیان موضوعی بسیار حساس است، لیکن این مسئله تنها با توجه به موضوع قیمت عادلانه در یهودیت و با عنایت به سود معامله پدید آمده است که پیش از این به‌آن پرداختیم. اعمال چنین تبعیض‌هایی توسط یهودیان در مبادلات اقتصادی آنها را میبایست در جوامع قومی نگریست که هر قوم از اعضای خود بدین‌وسیله حمایت کرد. در حیات اقتصادی میتوان این مسئله را برحسب کمک‌های متقابل مالی در زمان نیاز تفسیر کرد که نوعی بیمه‌ی نانوشته برای اعضای قوم است.همچنین مسئله‌ی موضع اخلاقی یهودیان در جامعه خویش وجود دارد که در صورتی که آنان قوانین را زیر پا بگذارند موجب تحلیل و زوال آن میشوند. نمیتوان غیریهودی را به شیوهای یکسان با یهودیان، به قوانین یهود متعهد کرد و لذا به ناچار وی از سوی یهودیان با دیدی متفاوت از دیگر مومنان یهودی نگریسته میشود.217
در هیچ بخشی از تورات از رقابت نامقید به عنوان فضیلت یاد نشده است. درحقیقت در تلمود همه‌ی مدارک دال بر توافق‌های تجاری مقید هستند. صنعتگران و بازرگانان میتوانند از پیمانهایی برای محدود کردن رقابت و واسطه قرار دادن محدودیت‌های بنیادین، قیمت‌های تعیین شده و تعیین مقادیر در تولید کالا بهره گیرند. چنین توافقنامههایی را میتوان با قوانین یهودی به تائید رسانید و این در صورتی است که تمامی افراد طرف قرارداد، آن را به تائید رسانند و در نهایت میتوان آن را مورد کاربرد اصناف صنعتگری و بازرگانی و در جهان امروزی اتحادیهها و اتحادیه‌ی کارگری قرار داد. اعتبار این‌کار از کتاب تثنیه سرچشمه میگیرد: در زمینی که توسط خداوند به تو ارزانی کرده است حدود مرزی همسایگان را درهم نشکنید که توسط پیشینیانتان که از آنان ارث بردهاید تعیین کرده اند(تثنیه22:12). تاماری بیان میدارد که این موضوع اشاره بر مفهوم تجاوز218دارد که پژوهشگران خاخامی آن را متفاوت از دزدی دانسته‌اند. این مسئله به معنای تجاوز به حدود دیگران تلقی میشود.219 بازرگانان، صنعتگران و کارگران باید از معاش و حیات خود حمایت کنند، حتی اگر در صورت لزوم نیاز به قراردادهای سخت باشد. در حقیقت بر امنیت اقتصادی و احترام به کار و جایگاه دیگران تأکید شده است. در چنین شرایطی، اقتصاد دچار تغییر شده است و بیثباتی شغلی میتواند در فرصت‌های شغلی جدید نیز ایجاد خطر کند، اما فرصت موجود یک هم کیش یهودی در به‌دست آوردن وسیله‌‌ی معیشتی وی از او گرفته نمیشود. از آنجا که سرزمین اسرائیل باستان یک جامعه قومی متشکل از جوامع کوچک بود، این مسئله به‌وجود میآید که چگونه باید قوانین اقتصادی را در ملت‌های امروزی به‌کار بست و نقش مقررات دولت چه خواهد بود؟ در اینجا یک شکاکیت نسبی در کتاب ساموئل درخصوص جایگاه حکّام به چشم میخورد:
“(پادشاه) بهترین زمین‌ها و تاکستان‌ها و درختستان‌های زیتون شما را خواهد ستاند و آنها را به ملازمان خویش خواهد بخشید. وی یک دهم محصول و انگورهای شما را گرفته و آنها را به سران و همراهان خود خواهد داد.” ( سموئیل اوّل 15-8:14) به نظر میرسد این ترس، بیم از آن است که حکام از طریق مالیات، درآمد وبا مالکیت، ثروت را از رعیت خود بگیرد. با وجود این، علی رغم بحث‌های سموئیل مردمان اسرائیل باستان همواره خواهان حضور یک پادشاه بودند که احتمالاً برای حمایت از آنان بوده و در واقع کتاب آنان نیز به‌طور آشکارا مبیّن آن است که خداوند نیز هیچ اعراضی به وجود پادشاه ندارد. (سموئیل اوّل 8:22)
تاماری با استناد به منابع هلاخایی220 که می‌گوید اینکه یهودیان صرف‌نظر از این‌که در کجا سکونت دارند باید از قوانین سرزمین اطاعت کنند 221(دینا مالکوهتا: طبق قانون ، زمین قانون می باشد)222 معتقد است که این مسئله التزام پرداخت مالیاتی حاکم غیریهودی را نیز شامل می شود. گاهی در اروپای قرون وسطا و امپراتوری کشور عثمانی نیز مقامات جامعه یهود میتوانستند جمعآوری مالیات را به‌صورت یکجا سازمان دهی کنند، اما در صورتی که مالیاتها نسبی (یعنی بر اساس جمعیت مالیات اخذ می شد ؛ هر چه جمعیت بیشتر مالیات بیشتر و بالعکس) یا ضبطی بود، جریمه‌ای برای یهودیان به منظور حق زندگی در ج
وامع غیریهودی نیز لحاظ میشد. توجه اصلی مقامات ذیصلاح یهودی، حمایت از جوامع یهود بود و در این راستا حتی اگر پرداخت مالیات به حکام غیرمسیحی الزامی بود، میبایست این کار صورت میگرفت.
اصل اساسی مالیات بندی یهودی این است که میبایست میان سود و پرداخت مالیات رابطهایی وجود داشته باشد.223 تاماری چنین مطرح میکند که منطقِ این مفهوم کاربرد گرا، این نظریه است که گرفتن سود از پول دیگران بدون رضایت وی نوعی دزدی است. 224
واضح است که این موضوع دارای مفاهیمی اساسی در روند مالیات بندی است که به توزیع مجدد میپردازند؛ گرچه در یک کشور دموکراتیک میتوان چنین بحث کرد که مالیات دهندگان با دادن رأی وضعیت خود را اعلام می‌کنند. حتی اگر دولت مالیات توزیع مجدد را وضح کند، حوزه‌ی انتخابیه‌ی یهودی نمی‌شود؛ زیرا آنها با شرکت در انتخابات، نظام را به تائید میرسانند و مشروعیت سیاست مالی دولت را تصدیق میکنند. تحت یک رژیم استبدادی این اصل به کار گرفته میشود که با پرداخت مالیات به جای حمایت از دولتهای اروپاییِ قرون وسطایی