کیفیت روابط زناشویی –پاسخ یا واکنش های خاص رهبر یا درمانگر

این بخش به پاسخ های مختلفی می پردازد که رهبر یا درمانگر در R. E   به کار می برد و اساساً منحصر به R. E   است.

۲-۴-۱۰-۱- شدن(تبدیل شدن)

در شدن بیش از آنکه مراجع با گفتگو آماده شود و یا مثل سرمشق دهی صورت گیرد یا پیشنهادی ارائه شود که متناسب با مراجع باشد و او را برانگیزد، درمانگر بیشتر نقاب و شخصیت مراجع A  را گرفته و با شریک «الف» یعنی «ب»  صحبت می کند،  چنانکه گویی درمانگر به «الف» تبدیل شده باشد. شدن(تبدیل شدن)  در موقعیت­های بحرانی بکار می­رود که یک مشکل باید فوراً مطرح و حل شود، ولی هنوز زوج مهارتهای درست انجام دادن آن را ندارد، و در موقعیت­هایی که مراجع شدیداً برای صحبت کردن هیجان­زده می شود، یا زمانی که احساسات و پویایی های زیربنایی درگیرند که برای شکل­دهی و برانگیختن بسیار پیچیده هستند(معمولاً برای نوجوانان غیرقابل کنترل که شدیداً در مقابل حرف­زدن مقاومت می­ کنند روش بسیار موثر و مفیدی است). اینجا  نمونه ای از (شدن) ذکر می­گردد:

کادن زنی است که گرچه گریه می­ کند اما به نظر می­رسد مطالبی برای گفتن وجود دارد که او نمی تواند فاش کند. درمانگر معتقد است که شدن مناسبتر از  مشکل گشایی است. درمانگر می ­تواند بگوید کادن اگر موافقی من می خواهم به جای تو بادنی صحبت کنم. کادن سرش را به نشانه ی تایید تکان می دهد. درمانگر خطاب  به همسر کادن یعنی دنی می گوید : دنی من دوستت دارم، بیشتر از هر کس دیگری دوستت دارم. و درمانگر به نشانه ی پرسش رو به کادن برمی­گرداند و کادن مجدد سرش را به نشانه­ی تایید تکان می­دهد. درمانگر رو به شوهر ادامه می دهد: وقتی تو الکل می­نوشی و تحریک می­شوی من تا سر حد مرگ می­ترسم، وقتی تو دیر به خانه می­آیی من خیال می کنم که تو در بیمارستان هستی. رو به کادن برگشته می گوید(درست می روم کادن)؟ کادن با گریه­ی بلندتر پاسخ می­دهد(بلی ) و حتی احتمال می­دهم مرده باشی. شدن(تبدیل شدن) می ­تواند در چند جمله و یا در صورت لزوم در تمام جلسات صورت گیرد(سیندر، ۱۹۹۶؛ به نقل از سیندر ، ۲۰۰۰).

 

 

۲-۴-۱۰-۲-  مشکل گشایی

مشکل گشایی زمانی به کار می رود که موقعیت ناراحت کننده ­ای وجود داشته باشد.  در مشکل­گشایی، رهبر یا درمانگر مهارت­های R. E  را مستقیماً و شخصاً با شرکت کنندگان بکار می­گیرد. برای مثال زمانی که یک شرکت کننده نتواند به استفاده از مهارتها  ادامه دهد، منجر به احساسات شدید می­شود و همسرش به اندازه ی کافی برای مداخله و تغییر موقعیت مهارت ندارد. در این حالت درمانگر  با تمام توان به شرکت­کننده پاسخ می­دهد، تا اینکه احساسات شرکت کننده­ها به اندازه­ کافی ابرازگشته و آزاد شود و بتوانند خودشان به استفاده از مهارت ها ادامه دهند. مورد دیگر می تواند این باشد که شرکت کننده  تمایلی به ادامه ی فرایند R. E نداشته باشد. در این صورت  رهبر به صحبت­های شرکت­کننده گوش می­دهد و پاسخ های همدلانه می­دهد تا زمانی که روشن شود که شرکت کننده می­خواهد دیدگاه رهبر را گوش کند. در این هنگام رهبر از مهارت ابرازگری برای انتقال دیدگاهش در مورد مسئله استفاده می کند و سپس مجدداً به شنیدن و همدلی با مراجع می ­پردازد. این مکالمه تا زمانی بدین روش ادامه می یابد که تعارض حل شده و رضایت هر دو طرف جلب شود(سوکا، ۲۰۰۵).

۲-۴-۱۰-۳- شستشو دادن

شستشو دادن روش پیچیده ای  است که زمانی  که اطلاعات  دریافتی پاسخ های  همدلانه  به هر دو زوج نشان  داد که هر دو بی مهارت هستند درمانگر با هر دو مستمر اً از«شدن» استفاده می کند.  در جایی که درمانگر  با فرد «الف» صحبت می کند و مخاطب فرد «ب»  قرار می­گیرد. در این حالت درمانگر به عنوان شریک «الف» یعنی «ب» در نظر گرفته شده و مخاطب قرار می گیرد و برعکس . این بسیار  متفاوت از سایر روش های R. E  است و برای حل سریع مسائل مشکلات عاطفی شدید در زمان کوتاه به کار می­رود و روش اصلی حل مسئله وحل بحران، از طریق R. E  می­باشد(سیندر، ۱۹۹۶؛ به نقل از سیندر ، ۲۰۰۰). 

۲-۴-۱۱- جمعیت مناسب

  1. E به صورت موفقیت آمیزی برای جمعیت­های گوناگون به کار رفته است. برای زوجین نامزد مفید بوده است(گنیزبرگ و اگلسنگ[۴]،۱۹۷۷؛ به نقل از برگر و کاودو، ۱۹۹۹). برای یک زوج یا یک گروه زوج درمانی در مرکز بهداشت اجتماعی(راس، باکر و جورنی[۵]، ۱۹۸۵)، برای شرکت­کنندگانی با مسائل مختلف مثل  بیماران  روانپزشکی  و خانواده هایشان( واگلسنگ، جورنی و جورنی[۶]، ۱۹۸۳، زیسنر و فالک[۷]،۱۹۹۳)، مراکز اسکان توانابخشی و اجتماعی(اکوردینو و جورنی، ۱۹۹۴؛ اکوردینو و هربرت[۸]،۱۹۹۷) و برای الکی­ها(متر و مک الیستر و جورنی[۹]، ۱۹۸۴؛ والدو و جورنی[۱۰]، ۱۹۸۳)، درمان افسردگی(گینزبرگ،۱۹۸۱، به نقل از جورنی و کاودو،۱۹۹۹)، برای مراجعین مرزی(والدو و هارمن[۱۱]، ۱۹۹۳)، برای مراجعین خودشیفته(سیندر،۱۹۹۴)، برای بزهکاران شدیداً مختل(ولش[۱۲]، ۱۹۸۲؛ به نقل از جورنی و کاودو،۱۹۹۹)، و در زمینه­ توانبخشی معتادان(کادیگن[۱۳]،۱۹۸۰) نیز اثربخش بوده است. تجارب نشان داده که R. E برای زوج های آفریقایی، آمریکایی رویکرد موثری بوده است و به عنوان درمان موثر و حساس به فرهنگ برای این فرهنگ معرفی شده است(موری[۱۴]، ۱۹۹۷). همچنین R. E  به عنوان پایه ای برای بسته های طراحی شده برای مشاوره­های زوجی بین فرهنگی مورد استفاده قرار گرفته است (ابراهیم و اسکرودر[۱۵]،۱۹۹۰). همچنین در پذیرش و توجه  به حساسیت­های جنسیتی نیز فوق العاده به نظر می­رسد(سیندر، ۱۹۹۲). روش­ها و مهارت­های R. E به صورت موثری برای آموزش و تربیت افراد غیر متخصص نیز به کار رفته است (اوری[۱۶]، ۱۹۷۸؛ کادیگن،۱۹۸۰). برنامه ­های پیشگیری از مشکل و غنی­سازی و درمان R. E  با خانواده های دارای فرزندان پیش نوجوانی و نوجوان قابل اجرا می­باشند.

یک فرمت نیز برای خانواده درمانی افرادی که سایر اعضای خانواده آنها متمایل به شرکت در درمان نیستند، ایجاد شده است. این شکل خانواده درمانی R. E یک بعدی نامیده می شود. این روش می تواند به وسیله ی یک نفر به کار رود. در این موارد، در این موارد افراد نماینده و عامل درمانی هستند و سیستم خانواده را تغییر می­ دهند و سازگاری و رفتار اعضای  خانواده را ماند خود می­نمایند. دراین حالت تاکید زیاد بر تمارین و رفتارهای نقش بازی کردن، می تواند باعث تغییرات سیستمی و روانشناسی در خانواده گردد. این شیوه  برای افرادی که مایل به بهبود تونایی­هایشان برای ایجاد و حفظ روابط عاشقانه هستند، نیز به کار رود. همچنین نوعی درمان وجود دارد که درگیر خانواده نمی­شوند که درمان فردی(یا شخصی)R. E نامیده می­شود (گریفین وجورنی، ۲۰۰۱). این روش متمرکز بر مسائلی است که در آن اعضای خانواده درگیر نیستند.  برای بیشتر روشن شدن موضوع می توان گفت که R. E  درمانی می تواند با شیوه های مختلفی با خانواده درگیر شود. به عنوان شریک یا همسر مراجعان، نماینده یا عوامل روان درمانگر برای مراجع، به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات در سایر اعضای خانواده و نظام خانوادگی. R. E درمانی فردی، درگیر این روش­ها نمی­ شود. مهارت­های بین فردی همواره نقش مهمی را هم در داخل جلسات و هم در خارج ایفا می­ کنند. گرچه رفتارهای سایر افراد نسبت به مراجع نیز می ­تواند از طریق تلاش های مراجع تغییر کند، ولی هدف اصلی خود تغییری است. برنامه های R. E  از  انواع درمانهایی هستند که برای جامعه ستیزها و افرادی که دروغگویی جزء سبک زندگی آنها است کاربرد ندارد، البته ا نکار جزء این ها تلقی نمی­ شود(جورنی و سیندر، ۱۹۷۷).

[۱] – becoming

[۲] – troubleshooting

[۳] – laundering

[۴] – Guerney, B. G., Jr., & Vogelsong, E

[۵] – Ross, E. R., Baker, S. B., & Guerney, B. G., Jr

[۶] – Vogelsong, E., Guerney B. G., Jr., & Guerney L

[۷] – Zahniser, J. H., & Falk, D. R

[۸] – Accordino, M. P., & Herbert, J. T.

[۹] – Matter, M., McAllister, W., & Guerney, B. G., Jr

[۱۰] – Waldo, M., & Guerney, B. G., Jr

[۱۱] – Waldo, M., & Harman, M. J

[۱۲] – Welsh, J. T

[۱۳] – Cadigan, J. D

[۱۴] – Moore, C. D

[۱۵] – Ibrahim, F. A., & Schroeder, D. G

[۱۶] – Avery, A. W

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *