دانلود پایان نامه

157)
2-6-1-2. ایجاد طرح وزندهی کردن

طرح وزندهی کردن با دو کار بیان ماتریس استنادی و سنج ه نفوذ آغاز شد.
ماتریس استنادی برای توصیف تعامل بین اعضای مجوعه انتشارات یک موجودیت مورد استفاده قرار میگیرد. این موجودیت میتواند مجله، سازمان، شخص، زمینه های پژوهش، تقسیمات جغرافیایی و یا روششناسی سطوح پژوهش باشند. ماتریس استنادی، یک موجودیت بنیادی است که شامل اطلاعاتی برای توصیف جریان اثرگذاری در بین واحدهاست. در یک ماتریس n*n استناد، به طور مثال درایه بیانگرتعداد ارجاعاتی است که واحد i به واحدj می دهد و تعداد استناداتی که واحد j از واحد i دریافت میکند.
نارین برای هر نشریه برحسب تعداد ارجاعات آن نشریه وبا کمک یک روش تکرار و تأکید، اندازه مشخصی از وزن نفوذ را تعیین میکند.
سه سنجه اثرگذاری مجله که هرکدام یک جنبه از نفوذ مجله را ارائه میکنند عبارتنداز:
وزن اثرگذاری مجله
وزن اثرگذاری مجله برابر است با نسبت “تعداد کل استنادات به یک مجله خاص از مجلات دیگر” بر “تعداد کل ارجاعات از همان مجله به مجلات دیگر”
فرمول 2-3
اثرگذاری برای هر انتشارات مجلات
تعداد استنادات وزن دهی شده هر مقاله، یادداشت یا مرور در یک مجله که از دیگر مجلات دریافت میکند و از حاصلضرب وزن اثرگذاری در نسبت منابع به انتشارات بدست میآید. یعنی از نسبت بین نفوذ و انتشارات میزان نفوذ هر انتشارات محاسبه میشود.
فرمول 2-4
اثرگذاری کلی مجله
نفوذ کلی مجلات از حاصلضرب نفوذ برای هر انتشارات در تعداد انتشارات بدست میآید.(نارین، 1976، 186- 190)

2-6-1-3. کاربرد عملی نفوذ مجلات نارین و ضریب تأثیر گارفیلد در علمسنجی
بااطمینان زیاد میتوان گفت که این روش شناسی، یک رویکرد و ابزار پیچیدهتری از محاسبه صرف ارجاعات ارائه می دهد، با این حال به دلایل زیر درحال حاضر این روش طرفداران فراوانی ندارد:
محاسبات سخت و طاقتفرسا و نیز معنادار نبودن نتایج قابل تفسیر آن
این روش موافقت عمومی پژوهشگرانی را که در زمینه های خاص کار می کنند را برآورده نمی سازد.(براون؛ گلانزل؛ شوبرت، 1374)
طرح وزندهی را که پینسکی و نارین برای نفوذ مجلات مطرح کردند، سالها بعد توسط افراد زیادی مورد توجه قرار گرفت و شاخصهای مختلفی برای ارزیابی پژوهش بر این اساس ایجاد شدند. از جمله شاخصهای نفوذ مجلات شاخص ضریب نفوذ مجله و همچنین ضریب نفوذ مقالات مجله میباشند. بعداً هم شاخص اس جی آر در پایگاه سایمگو که به رتبهبندی مجلات و کشورها میپردازد، از طرح وزندهی نارین و الگوریتم رتبهبندی صفحات در محاسبات خود استفاده میکند.
فکر ایجاد شاخصهای Eigenfactor از کارهای پینسکی و نارین در زمینه کتابسنجی و همچنین از هابل و به طور برجسته از افکار برین و پیج گرفته شده است. برین و پیج به درک یکسانی برای طراحی الگوریتم رتبهبندی صفحات محبوب استفاده کردند که بخشی از موتور جستجوی گوگل آنهاست: اهمیت یک صفحه وب با بهره گرفتن از تعداد هایپرلینکهایی که از صفحات دیگر دریافت میکند و همچنین اهمیت صفحاتی که لینک میکند، مشخص میشود.
ضریب نفوذ مجله ، معیار اندازهگیری نفوذ مجلات است که در دانشکده زیستشناسی دانشگاه واشنگتن ایجاد شده است و اخیراٌ از سال 2007 به بعد در نسخه علوم و علوماجتماعی پایگاه استنادی نشریات که ناشر آن تامسون رویترز میباشد، معرفی شده است. برخلاف ضریب تأثیر گارفیلد، شاخصهای Eigenfactor استنادات مجلات را از طریق میزان نفوذ مجلاتی که به آن استناد کردهاند، وزندهی میکند(فرانسشت ،2010).
شاخص ضریب نفوذ مجله که محاسبه آن بر اساس تعداد دفعاتی است که یک مقاله منتشر شده در مجلهای که در پنج سال گذشته در جی سی آر مورد استناد قرار گرفتند؛ اما با در نظر گرفتن این که کدام مجلات به تعداد این استنادها کمک کردند. بر این اساس مجلات با تعداد استنادات بالاتر تأثیر و نفوذ بیشتری نسبت به مجلاتی با تعداد استناد کمتر میگذارند. ارجاعات یک مقاله به مقاله دیگر از همان مجله حذف میشود و در نتیجه ضریب نفوذ مجله تحت تأثیر خوداستنادی قرار نمیگیرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شاخص ضریب نفوذ مقالات مجله ، متوسط نفوذ مقالات مجله را در طول پنج سال اول پس از انتشار آن محاسبه می کند. محاسبه آن به صورت تقسیم ضریب نفوذ مجله بر تعداد مقالات مجله میباشد. در واقع مثل ضریب تأثیر پنج ساله است که در آن نسبت تأثیر استنادی مجله به اندازه سهم مقاله مجله در طی یک دوره پنچ ساله محاسبه می کند. میانه ضریب نفوذ مقالات مجله یک است ونمرات بالاتر از یک نشان میدهد که نفوذ هر مقاله در مجله، بالاتر از متوسط است و نمره کمتر از آن نشان میدهد که نفوذ هر مقاله در مجله کمتر از متوسط است. (شاخصهای eigenfactor، 2012)
این شاخصها علاوه بر پایگاه گزارش استنادی نشریات، از طریق سایت www.eigenfactor.org هم به صورت رایگان در دسترس عموم قرار دارد و میتوان نتایج حاصل از الگوریتم ضریب نفوذ مجله که برای مجلات پایگاه جی سی آر محاسبه شده است، مشاهده کرد.(بینش و دیدهگاه،1390)
2-7. همکاریهای علمی
همکاری علمی ویژگی مهم ساختار پژوهش علمی معاصر است، اما کار گروهی علمی از قرن بیستم منشأ نگرفته است و در واقع همکاری علمی مفهومی تازه نیست، بلکه واکنشی در برابر پدیده “حرفه ای شدن” علم است. حرفهای شدن فرایندی است که گروهی از افراد را با مجموعهای ازگرایشها- گرایشهایی که هم فراگیر و هم منحصر به فرد هستند- سازمان میدهد، به این معنی که حرفهای شدن قواعد، حقوق و راه و رسم دسترسی به یک گروه را در برمیگیرد؛ چه به این صورت که اعضای یک گروه را به سوی هم آورد و یا آنکه آنها را از سایر افراد در جامعه بزرگتری جدا سازد. بدین ترتیب، بنا به نظر بیور و روزن، ریشه پژوهشهای مشارکتی را باید در زمان تولد علم نوین؛ انقلاب علمی قرن 17 و در سازمانهای ارتباطی انقلاب علمی، یعنی مجلات علمی و محتویات آنها که همان مقالات علمی هستند، جست وجو کرد.(رحیمی و فتاحی، 1386)
صاحبنظران مختلف تلاش کردهاند تا انواع همکاریهای علمی را در قالب الگوهایی تعریف کنند. ونگ و همکاران در مقالهای با عنوان “همکاری علمی در چین” انواع همکاریهای ممکن در میان نویسندگان مقالات را به صورت زیر ذکر کرده اند:
مقالات تک نویسنده
مقالاتی که به صورت مشترک توسط نویسندگان در مؤسسات مختلف در یک استان یا منطقه جغرافیایی یکسان نوشته میشوند.
مقالاتی که به طور مشترک توسط نویسندگان در استانها یا مناطق مختلف یک کشور نوشته میشوند.
مقالاتی که به طور مشترک توسط نویسندگان در کشورهای متفاوت نوشته میشوند.
ایشان بر همین اساس الگوهای همکاری علمی در چهار گروه به شرح زیر طبقهبندی کردهاند:
همکاری درونمؤسسه ای
همکاری درونمنطقه ای
همکاری میانمنطقه ای

همکاری بینالمللی
پژوهشها نشان دادهاند که نسبت همکاری درون مؤسسهای بیشتر از سایر انواع است.طبق نظر زوکر و دیگران از آنجا که مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاهی اغلب متخصصان و دانشمندان با علایق یکسان و مشابه را در یکجا جمع میکنند، همکاری درون مؤسسهای درصد بالاتری را نسبت به سایر همکاریها خواهد داشت. او علت این امر را اعتماد افراد در ارائه و تبادل اطلاعات ذکر میکند. به عبارت دیگر، عواملی مانند هدف مشترک، علایق یکسان، و سازمان واحد موجب افزایش همکاری میشود. شناخت نسبتاً طولانی افراد یک سازمان نسبت به هم و اطمینان بیشتر میان آنها نیز عامل تأثیرگذار دیگری در این زمینه به شمار میرود. (رحیمی و فتاحی، 1386)
دلایل اصلی مطالعه همکاریهای علمی به شرح زیر میباشد:
همکاری علمی، اغلب نمایشی از کیفیت کار پژوهشگران همکار و نیز گروه های پژوهشی است.
بسیاری از پژوهشگران در مطالعات خود به افزایش همکاریهای علمی پی برده و همکاری علمی را به عنوان یکی از ویژگیهای اصلی نظام پژوهشی که به سرعت در حال تغییر است، در نظر گرفتهاند.
همکاری پژوهشی اغلب به عنوان راهحل مؤثری در دستیابی به دانش و فناوری علمی پیشرفته برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفته میشود.
در بند 20 سند چشمانداز بلندمدت جمهوری اسلامی ایران درباره سیاستهای کلی نظام در امور فرهنگی بر “توسعه همکاریهای همه جانبه با کشورهای دوست، منطقه و اسلامی و مشارکت بینالمللی برای حفظ صلح” تأکید شده است.(ولایتی و نوروزی، 1387)
2-7-1. ضریب همکاری گروهی
ضریب همکاری گروهی بین نویسندگان با بهره گرفتن از فرمول زیر محاسبه میگردد:
فرمول 2-6

CC ((Collaborative coefficient: ضریب همکاری
: فراوانی مقالات تألیفی دارای j پدیدآور
j : تعداد مقالات تألیف شده(یک نویسنده، دو نویسنده، سه نویسنده و …)
N : تعداد کل مقالات تولید شده
K : بالاترین تعداد پدیدآورندگان مشارکت کننده در تولید مقاله(مصطفوی و عصاره، 1389؛ دانش و دیگران، 1388)
2-8.چشمانداز و نقشه جامع علمی کشور ایران
2-8-1. چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی
در سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران به موارد زیر اشاره شده است:
با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملّی و کوشش برنامه ریزی شدن و مدبرانه جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشم انداز 20 ساله ، ایران کشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده در روابط بینالملل .
جامعه ایرانی در افق این چشمانداز ، چنین ویژگیهایی خواهد داشت :
توسعهیافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود متکی براصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملّی و انقلابی، با تأکید بر مردمسالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهرهمند از امنیت اجتماعی و قضایی .
برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فنآوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملّی.
امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه جانبه و پیوستگی مردم و حکومت .
برخوردار از سلامت ، رفاه ، امنیت اجتماعی ، فرصتهای برابر ، توزیع مناسب درآمد ، نهاد مستحکم خانواده ، به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره مند از محیط مطلوب .
فعال، مسئولیتپذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایتمند، برخوردار از وجدانکاری، انضباط، روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن .
دستیافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فنآوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی(شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهایهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل .
الهامبخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم اسلامی دینی، توسعه کارآمد، جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقهای بر اساس تعالیم واندیشههای امام خمینی(ره)
دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت .
2-8-2. مفهوم شناسی نقشه جامع علمی کشور به عنوان چشمانداز علمی کشور
چشمانداز، هدفی آرمانی است. هدف، نقطه رسیدن است. وقتی هدف، با رویکرد واقعگرایی و واقعبینی تعیین شود، هدف عملیاتی و ممکن- ممکن خواهد بود. تأکید بر وضعیت موجود و مناسب و مطلوب دانستن آن و نسبیگرا بودن، منجر به تعیین هدف عملیاتی میشود. مدیران اجرایی و عملیاتی بر اینگونه اهداف تأکید میورزند. وقتی هدف با رویکرد واقعگرایی آرماننگر ترسیم شود توجه به آینده صورت میپذیرد و هدف راهبردی یا هدف ممکن- مطلوب بدست میآید. ولی آنگاه که رویکرد آرمانگرایی واقع بین حاکم است، هدفی که حاصل میگردد، هدف مطلوب- ممکن بوده که با عنوان چشمانداز از آن یاد میشود. هدف راهبردی، هدف یافتنی است ولی چشمانداز، هدف ساختنی است. چشمانداز، آینده ساختنی است، یافتنی نیست. چشمانداز بیست ساله کشور، بدین ترتیب ترسیم شده که آیندهای ساختنی باشد. این چشمانداز، خود مشتمل بر چندین چشمانداز پایین دستی است که باید هر کدام به درستی و به دقت ترسیم شود تا چشمانداز کشور قابل تحقق گردد.
چشمانداز اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی، چشماندازهای پایین دستی چشمانداز کلان کشور محسوب میشوند. بدین معنا که چشمانداز به عنوان نقشه هدف کشور برای بیست سال آینده، دارای حداقل چهار زیر نقشه هدف میباشد. نقشه جامع علمی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور، نقشه های هدفهای اصلی کشوراند که برای تحقق نقشه جامع کشور یا چشمانداز باید ترسیم شوند. نقشه جامع علمی کشور، نقشه هدف برای نظام تولید علم و فنآوری کشور یا نظام آموزش و پژوهش کشور است. همانگونه که نقشه های جامع اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، نقشه هدف یا اهداف کلان نظام اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور میباشند(ناظمیاردکانی، 1390، ص. 14-16).
2-8-3. دستهبندی حوزه های اولویتدار
“حوزه های اولویتدار برای توجه بیشتر در سرمایهگذاری کلان، با توجه به سه عامل اصلی نیازهای کشور، فرصتهای پیشرو و فرصتهای موجود” و با تأکید بر اندیشه پژوهشمحوری نظام آموزش و نیز لزوم مشارکت گسترده دستگاه های اجرایی کشور برای تحقق ایده مسأله محور نظام آموزش و تحقیقات کشور، در قالب پنج دسته بازخوانی شده زیر، در این نقشه ارائه میشوند:
علوم معرفتی و معرفتشناختی- فلسفی و … مانند فلسفه و تاریخ علوم با تأکید بر میانحوزهایها و میانرشتهایها و چندرشتهایهای این حوزه مانند فلسفههای مضاف و به ویژه با اندیشه دینی(میانحوزهای یعنی مباحثی که به طور عام میان دو یا چند حوزه عام معرفتی مثل فلسفه اخلاق و … قرار میگیرند و میانرشتهای و چندرشتهای یعنی دانشی د
ر برایند دو رشته و یا چند رشته گوناگون حتی در درون یک حوزه واحد شناختی و معرفتی)
علوم انسانی و هنر با اهتمام به میانرشتهایها و به طور خاص در نسبت با معارف دینی
علوم پایه
علوم کاربردی(شامل پزشکی و سلامت، فنی و مهندسی و کشاورزی)
علوم توسعهای که میتوانند در یک یا چند میان حوزهای و چندرشتهای و به ویژه در نسبت میانرشتهای با حوزه اندیشه دینی، برایند حوزه های چهارگانه پیشین باشند.
گفتنی است حوزه “علوم نوظهور” به نوعی در حوزه های پنجگانه بالا تقسیمپذیرند. در این میان فرهنگسازی شایسته در حوزه نظام آموزش و پرورش و رسانه های فرهنگی در کلیت راهبردی علوم معرفتی و انسانی و هنر و سرمایهگذاری پژوهش در آنها، از جمله جهتدهی پژوهشمحور رشته های آموزشی آنها، به ویژه در این دوره تاریخی گذار تمدنی جامعه ایرانی، بایستی مورد اهتمام بلیغ باشد(آکوچکیان،


پاسخی بگذارید