خواهد بود. افشای کامل با حل کردن این استدلال ها صورت می گیرد.
یک شرکت ممکن است ترجیح ندهد که اطلاعات محرمانه اش را افشا کند، اگر نسبت به واکنش سرمایه گذار، اطمینان نداشته باشد. سرمایه گذار می تواند بین این که در شرکت، یا در یک دارایی بدون ریسک یا دریک فرصت سرمایه گذاری پر ریسک، سرمایه گذاری کند، یکی را انتخاب کند. نشان داده شده که در مبحث افشای اطلاعات جزئی، شرکت، اطلاعات متعادل) نه خوب، نه بد ( را افشا می سازد واطلاعات خوب و بد را افشا نمی کنند. افشای اطلاعات متعادل از این جهت انجام می شود تا سرمایه سرمایه گذار را در غیاب دارایی بدون ریسک به سمت خود جذب کنند(همان منبع).
بر طبق تئوری اقتصادی، دو نوع تعامل استراتژیک مرتبط با افشای اطلاعات وجود دارد: (1) رقابت در ظرفیت که شرکتها را تحریک می کند، بیشتر افشا کنند. (2) رقابت در قیمت، که آنها را تحریک می کند تا کمترافشا کنند. موقعی که شرکتها بر روی ظرفیت، رقابت می کند، اطلاعات بیشتری افشا می شود تا هزینه سرمایه کمتری برای سرمایه گذاری نیاز باشد. در مقابل، وقتی که شرکتها بر روی قیمت ها رقابت می کنند، آنها اطلاعات کمتری را افشا می کنند، چراکه هزینه های اختصاصی بالا و منفعت حاصل از هرنوع کاهش در هزینه سرمایه پایین است، چراکه حساسیت کمتری برای سرمایه اضافی وجود دارد(پارچینی، 1388).
امروزه در بازار های سرمایه، افشای داوطلبانه اطلاعات از اهمیت بالایی برخوردار است. سوالاتی پیرامون افشای داوطلبانه اطلاعات وجود دارد که ازآن جمله می توان به موارد زیراشاره کرد:
چه اطلاعاتی گزارش شوند؟
چه کسانی این اطلاعات را گزارش نمایند؟
افشای داوطلبانه اطلاعات چه منافع و مشکلاتی برای شرکت ها در پی دارد؟
2-3-5- عدم تقارن اطلاعات و افشای داوطلبانه اطلاعات
هدف اصلی گزارشگری مالی سنتی، افشای اطلاعات مالی در قالب اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری بوده است. اما امروزه، بیشتر شرکت ها در کشور های توسعه یافته، داده های مالی را تحت یکی از دو مجموعه اصول پذیرفته شده حسابداری آمریکا و یا استانداردهای حسابداری بین المللی55 گزارش می کنند. با وجود اهمیت جهانی هر دو مجموعه از نظر بازار سرمایه، هر دو گروه استانداردهای ذکر شده دارای نواقص عمده ای هستند. به عنوان نمونه، استانداردهای قراردادی56، آزادی عمل بیشتری را برای مدیران فرآهم می سازدو آنها می توانند برای انعکاس یک رویداد، از روشهای حسابداری متنوعی بهره گیرند و این امر علاوه بر ایجاد امکان هموارسازی سود، قابلیت مقایسه اطلاعات مالی را کاهش می دهد. ضمنا، ماهیت فرایند گزارشگری مالی به این گونه است که معمولا داده های گزارش شده، پایه و اساس مطمئنی برای پیش بینی عملکرد آتی شرکت ها نمی باشند و این امر منجر به کاهش اعتبار اطلاعات از دیدگاه سهامداران می شود. گذشته از این، امروزه گزارشگری مالی بیشتر بر داده های کمی تمرکز داشته وکمتر به موضوعاتی مثل ریسک سرمایه گذاریهای و اثرات بلند مدت سرمایه گذاریها می پردازد. همچنین عوامل اصلی موثر بر ارزش شرکت همانند سرمایه انسانی57، ارتباطات با مشتریان، نوآوری، تحقیق و توسعه و شهرت شرکت در مدل حسابداری سنتی گزارش نمی شود. در سالهای اخیر دو گروه از نظری پردازان و عمل گرایان در راستای تشخیص نواقص موروثی گزارشگری سنتی گام برداشته و مدلهایی را برای افشای داوطلبانه اطلاعات، همانند مدل گزارشگری ارزش(PWC)، ارائه نموده اند. این چارچوب گزارشگری اطلاعات، گزارشگری مالی سنتی را تکمیل نموده و به سرمایه گذاران کمک می کند تا فعالیت های سودآور را بهتر تشخیص دهند. به هر حال گزارشگری داوطلبانه اطلاعات به عنوان بخشی از گزارشگری اطلاعات به استفاده کنندگان برون سازمانی مورد قبول واقع شده است. به طور کلی، قابلیت های گزارشگری داوطلبانه اطلاعات تا حدودی منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیریت و سرمایه گذاران می شود که در نگاره2-1 این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است(وکیلی فرد، 1388)
بازار شرکت
شکاف ارزش
شکاف قابل فهم بودن
شکاف کیفیت
شکاف اطلاعات شکاف گزارشگری
شکاف ادراکی
نگاره2-1: تجزیه و تحلیل شکاف اطلاعات (وکیلی فرد،1388)
شکاف ادراکی58، در صورتی وجود دارد مطلوبیت اطلاعات برای بازار سرمایه نسبت به شرکت، متفاوت درک شود. شکاف قابل فهم بودن59، به این معنا است که از دیدگاه شرکت کنندگان در روشهای متفاوتی ارزیابی نمایند. شکاف اطلاعات60، به این معنا است که از دیدگاه شرکت کنندگان در بازار، داده های اصلی عملکرد، به طور کافی به آنها منتقل نشده است. ضمنا، مدیریت باید اهداف تجاری خود را گزارش نماید تا سرمایه گذاران بتوانند تشخیص دهند که شرکت به اهاف پیش بینی شده، دست یافته است یا خیر؟اگر این امر صورت نگیرد، شکاف گزارشگری61 اتفاق می افتد. شکاف کیفیت62 بیان می کند که اطلاعات درباره معیارهای کلیدی عملکرد، آن طوری که باید باشد، قابل اطمینان نیستند. نهایتا، شکاف ارزش63، عبارت است از تفاوت بین ارزش بازار شرکت و تفکر مدیریت از چیزی که باید ارزش شرکت باشد. در واقع شکاف ارزش، اثر تجمعی همه شکاف ها را نشان می دهد و میزان شکاف ارتباطی بین شرکت و بازار را آشکار می سازد(وکیلی فرد،1388).
2-4- پیشینه تحقیق
2-4-1 تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
برخی تحقیقات خارجی صورت گرفته در رابطه با موضوع تحقیق به شرح زیر است:
کوک(2002) به بررسی ارتباط بین تعداد مدیران اجرایی، فرهنگ و ویژگیهای شرکتها با گسترش افشا اختیاری در گزارشهای سالیانه شرکتها در ژاپن پرداخت. او 65 مورد از موارد افشا اختیاری را برای مطالعه مشخص کردند و نتایج حاصل از مطالعات نشان داد که بین تعداد مدیران اجرایی و گسترش داوطلبانه افشای اطلاعات رابطه معنی داری وجود دارد و همچنین بین عوامل فرهنگی و افشای داوطلبانه نیز رابطه معنی داری وجود دارد.
ونگ ایت ال (2008) به بررسی عوامل موثر بر افشای اختیاری اطلاعات در گزارشات سالانه شرکت درچین پرداخت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که رابطه معنی داری بین جایگاه مالکیت، مالکیت خارجی، عملکرد شرکتها و قوانین مربوط به انتخاب حسابرس و سطح افشا اختیاری وجود دارد .
جیانگ و دیگران(2010) به بررسی ارتباط بین تمرکز مالکیت، عدم تقارن اطلاعاتی و افشای اختیاری در شرکت های نیوزیلند پرداختند آنها در دو فرضیه اصلی ارتباط بین تمرکز مالکیت با عدم تقارن اطلاعاتی و تمرکز مالکیت با افشای اختیاری را بررسی کردند. نتیجه تحقیق نشان می داد که بین درجه تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی و افشای داوطلبانه شرکت ها رابطه معنی داری وجود دارد.
گلوستن و میلگرام (1985) در تحقیقی رابطه بین افشای شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی را در قالب یک مدل ارائه کردند. مدل آنها نشان میدهد که عدم تقارن اطلاعاتی به تناسب افزایش سطح افشای شرکتی، کاهش می یابد بنابراین نتیجه گرفتند که رابطه منفی معناداری بین سطح عدم تقارن اطلاعاتی و سطح افشای شرکت ها وجود دارد.
لیفتویچ ، واتز و زیمرمن64(1981)، در تحقیق خود با عنوان ” افشای اختیاری شرکت: در مورد گزارشگری میان دوره ای“، بیان کردند که در خلال نبود الزامات گزارشگری اجباری، برخی شرکتها بطور اختیاری گزارش های میان دوره ای را منتشر می نمایند و بر همین اساس هدف خود از این تحقیق را بررسی انگیزه های اقتصادی مدیریت شرکت ها در تهیه این نوع گزارش های میان دوره ای اختیاری عنوان نمودند. آنان در تحقیق خود عنوان می کنند که هر چند در حال حاضر ارائه گزارش های میان دوره ای توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار الزامی شده است، لیکن در این رابطه به گزارش های منتشر شده قبل از تاریخ الزامی شدن مراجعه می نمایند. آنان در تحقیق خود رابطه بین تناوب گزارشگری ومتغیرهای پیشنهادی توسط تئوری نمایندگی یعنی ساختار سرمایه، ساختار دارایی و دیگر ابزارهای نظارتی را مورد بررسی قرار دادند. اما در کل نتایج حاصل از تحقیق آنها نتایجی مستحکمی را در پی نداشت.
آنها احتمال دادند که نبود نتایج قوی، ناشی از مشکلات روش شناسی تحقیق باشد و مشکلات را به شکل ذیل بر شمردند:
1 – عدم وجود تئوری مالی در مورد ساختار سرمایه، امکان تعیین رابطه بین تناوب گزارشگری و متغییر های برون زا وجود ندارد.
٢ – خطاهای اندازه گیری در متغییر های وابسته.
٣ – خطاهای اندازه گیری در متغییر های مستقل.
چااُو و ونگ برن65 (1987) تحقیقی با عنوان ” افشای مالی اختیاری توسط شرکت های سهامی مکزیکی“، انجام دادند. آنان در تحقیق خود عواملی همچون اندازه شرکت، اهرم مالی، نسبت دارایی های ثابت را لحاظ نمودند و هدف خود از این تحقیق را شناسایی عوامل اثرگذار بر افشای اختیاری شرکت های سهامی مکزیکی و نیز آگاهی یافتن از نهاده ها و شیوه های حسابداری کشورهای غیر آنگلو آمریکایی بیان کردند. آنان برای انجام تحقیق،52 شرکت را از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس مکزیک در سال 1982 به عنوان نمونه انتخاب نمودند.آنان 24 قلم برای تعیین و ارزیابی افشای اختیاری بکار بردند. نتایج حاصله از تحقیق آنها نشان داد که افشای اختیاری با اندازه شرکت های نمونه دارای همبستگی بوده ولیکن با اهرم مالی و دارایی های ثابت هیچ همبستگی قابل ملاحظه ای نداشته است.
کلارکسون و دیگران(1992)66در تحقیق خود به بررسی ” میزان ظرفیت اختیاری افشای پیش بینی سود در آگهی پذیره نویسی برای عرضه های اولیه“ پرداختند. این تحقیق که به بررسی شرکت های پرداخت که برای اولین بار به عموم مردم واگذار می شدند. آنان تعداد71 شرکت را به عنوان نمونه ی تحقیق خود انتخاب نمودند. آنان در تحقیق خود شرایطی مانند؛ سال های فعالیت، اندازه ی شرکت، میزان اعتبار تضمین کنندگان فروش اوراق بهادار، زمینه ی فعالیتی صنعت، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، شرایط عرضه و مدت زمان آن و بازده حقوق صاحبان سهام را در نظر گرفتند. این محققین به این نتیجه رسیدند که، هیچ نوع تفاوت معناداری بین شرکت هایی که اقدام به پیش بینی سود برای سال آتی نموده اند با سایر شرکت ها که این عمل را انجام نداده اند، وجود ندارند.
لانگ ولاندهلم (1996) در تحقیقی به بررسی ارتباط بین سیاست های افشای اطلاعات وعدم تقارن اطلاعاتی پرداختند. آنها شواهدی را ارائه کرده اند که نشان می دهد شرکت هایی که دارای سیاست افشای آگاهی بخش هستند از تحلیل گران پیرو بیشتر، سودهای پیش بینی شده صحیح تر، پراکندگی کمتر در پیش بینی های تحلیل گران و نوسان های کمتری در پیش بینی های اصلاح شده برخوردار می باشند. اگر پراکندگی کمتر میان پیش بینی های تحلیل گران معیار معتبری برای تقارن اطلاعاتی باشد، آنگاه نتایج حاکی از آن است که سیاست افشای آگاهی بخش از عدم تقارن اطلاعاتی می کاهد.
بوتوسان و پلاملی(2000)در تحقیق خود با عنوان ” سطوح افشا و هزینه سرمایه مورد انتظار“ رابطه بین هزینه سرمایه و سه نوع افشا ( گزارش های سالانه، گزارش های میان دوره ای و دیگر گزارش ها و سایر موارد )را در 3620 شرکت/ سال طی سال های1995-

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید