دانلود پایان نامه

اجتماعی را دریک الگوی ساده رشد، تعریف و بررسی کرده اند. حداکثر کردن درآمدهای بدست آمده افراد از تجارت (مبادله) در طول زندگی، از فروض این الگو است و هرکدام از طرفین مبادله، ساختارمعمای زندانی در نظریه ی بازی ها را دارند.
در این مطالعه، تجارت در الگوی رشد تدوین شده است و ارتباط میان رشد، تحرک نیروی کار و سرمایه اجتماعی بررسی شده است.
نتیجه این مطالعه این است که نقطه ی تعادل در این الگو، تجارت های همکاری جویانه می باشد. علاوه بر این، محققین نتیجه گرفته اند که واکنش نیروی کار به تکانه نوآوری، بر هر دو عامل کارایی نیروی کار و سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد که این عوامل بر رشد اقتصادی مؤثر هستند.
اسویندسون (2003) در مطالعه ای با عنوان “سرمایه ی اجتماعی، فساد و رشد اقتصادی: اروپای شرقی و غربی” در چارچوب مطالعه ی نظری و تجربی و با بهره گرفتن از داده های پانل به این نتیجه رسیده است که تمرکزگرایی در سیاست باعث ایجاد فساد می گردد و فساد، اعتماد مردم را به دولت کم می کند و همین امر باعث کاهش سرمایه ی اجتماعی و اعتماد میان افراد جامعه می شود. در این مطالعه، اعتماد به عنوان متغیر سرمایه ی اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد و با کاهش سرمایه ی اجتماعی، رشد اقتصادی هم کاهش پیدا می کند.
این محقق با مقایسه جداول مربوط به میانگین وزنی فساد و اعتماد کشورها به این نتیجه رسیده است که کشورهایی که سطح فساد بالاتری را دارند (مانند کشورهای اروپای شرقی)، با سطح پایین تری از اعتماد همراه می باشند. در این مطالعه سطح پایین اعتماد (اعتماد عمومی و مشارکت های مدنی)، با سطح کمتری از تولید ناخالص داخلی سرانه ارتباط دارد. در کشورهای شمالی اتحادیه ی اروپا، فساد کمتری وجود دارد و اعتماد جامعه با سطح تولید ناخالص داخلی سرانه همبستگی مثبت دارد.
باربیری (2003) در مطالعه ای با عنوان “سرمایه ی اجتماعی و خود اشتغالی” به این نتیجه رسیده است که میزان انباشت سرمایه ی اجتماعی در افرادی که از لحاظ مهارت متفاوت هستند بسیار متغیراست و افرادی که در سطح بالای مهارت های کاری قرار دارند، میزان انباشت سرمایه ی اجتماعی آنها بالاتر است و بر زندگی و تجربه های کاری آنها مؤثر است. همچنین آنها می توانند از انباشت سرمایه ی اجتماعی خود در جهت پیشرفت کیفیت مالی و روحی زندگی خود استفاده کنند و در نهایت، وی سرمایه ی اجتماعی را عاملی مؤثر بر نابرابری اجتماعی می داند که نمی توان آن را نادیده گرفت. دادهای مورد استفاده در این مطالعه به صورت مقطعی و مربوط به سال 2000 می باشد و از روش تحلیلی شبکه ای و رگرسیون های لاجستیکی برای تخمین استفاده شده است.
آیر و همکاران (2005) در مطالعه ای با عنوان “سرمایه ی اجتماعی، رشد اقتصادی و توسعه منطقه ای” به بررسی ارتباط میان سرمایه ی اجتماعی، عمکرد اقتصادی و توسعه ی منطقه ای در آمریکا پرداخته اند؛ تفاوت مطالعه ی آنها با مطالعات پیشین این است که آنها توسعه ی منطقه ای را به مطالعات خود اضافه کرده اند و از داده های مقطعی مربوط به سرمایه ی اجتماعی پیمایش پایه ای انجمن های سرمایه ی اجتماعی در سال2000 استفاده نموده اند. افراد مورد مطالعه، 24000 نفر بوده اند که متعلق به 40 انجمن در سطح آمریکا بودند و در 9 منطقه توزیع شده بودند. این محققین از روش تحلیل چند متغیری برای بررسی تعیین کننده های اقتصادی و اجتماعی سرمایه ی اجتماعی بهره برده اند و نشان داده اند که آموزش، مهمترین و عمده ترین عامل شاخص های سرمایه ی اجتماعی است و سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی و توسعه ی منطقه ای اثر مثبت می گذارد.
ودهاوس (2006) در مطالعه ای با عنوان “سرمایه ی اجتماعی و توسعه ی اقتصادی در مناطق استرالیا: مطالعه موردی” رابطه ی میان سرمایه ی اجتماعی و توسعه ی اقتصادی دو شهر کوچک استرالیا را طی دوره ی 2002-2001 مورد مطالعه قرارداده است؛ مطالعه ی وی با این فرضیه شروع می شود: شهری که سرمایه ی اجتماعی بالاتری دارد از توسعه ی اقتصادی بالاتری هم برخوردار می باشد. همچنین بیان می کند که سرمایه ی اجتماعی اثر تصادفی مثبتی را بر توسعه ی اقتصادی می گذارد. وی در نهایت، ادعای خود را مبنی بر اینکه سطوح بالاتر سرمایه ی اجتماعی در یک جامعه ی منطقه ای کوچک، اثر مثبتی بر سطح توسعه ی اقتصادی دارد، اثبات می کند.

چو(2006) در مطالعه ای با عنوان “سه الگوی ساده از سرمایه ی اجتماعی و رشد اقتصادی” سه الگوی نظری از اثرگذاری سرمایه ی اجتماعی بر رشد اقتصادی ارائه کرده است. در این الگوها، تأثیرگذاری سرمایه ی اجتماعی بر رشد اقتصادی از سه کانال است: 1- تأثیر بر انباشت سرمایه ی انسانی و رشد 2- تأثیر بر توسعه ی مالی از طریق اثرات آن بر اعتماد اجتماعی و هنجارهای اجتماعی3 – تسهیل شبکه سازی بین بنگاه ها و خلق نوآوری و تکنولوژی.
وی در این مطالعه، الگوهای ایستای مقایسه ای و الگوهای پویا از تأثیر گذاری سرمایه ی اجتماعی بر رشد اقتصادی را بیان کرده است که می توانند علت تفاوت بین سرمایه ی اجتماعی و رشد اقتصادی مناطق مختلف کشورها را توضیح دهند. بنابراین نتیجه ی نظری این مطالعه این است که سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی اثر مثبت می گذارد.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

چو پیشنهادی برای تقویت سرمایه ی اجتماعی ارائه داده است که به این صورت است: بخشی از مالیات، که بر بخش تولید نهایی اعمال شده است به افرادی اختصاص داده شود که در فعالیت های گروهی شرکت می کنند‌‌‌‌ [که این امر به نوبه خود در تقویت سرمایه ی اجتماعی کمک می کنند] و این امر می تواند مشوقی برای ایجاد سرمایه ی اجتماعی باشد.
بارتولینی و بوناتی (2008) در مطالعه ای با عنوان “نقش سرمایه ی اجتماعی در تقویت عامل بهره وری: آیا تخریب آن باعث تضعیف تولید ناخالص داخلی سرانه می گردد؟” با توسعه ی الگوی سولو-رمزی، نشان داده اند که تخریب سرمایه ی اجتماعی، رفاه افراد را کاهش می دهد ولی لزوماً باعث کاهش تولید ناخالص داخلی در وضعیت پایا نمی شود. هنگامی که سرمایه ی اجتماعی کاهش پیدا می کند، افراد جامعه مخارج بیشتری برای حفاظت از مالکیت و اجرای قراردادها تجربه می کنند. به عبارت دیگر سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی برای جلوگیری از تخریب سرمایه ی اجتماعی که باعث کاهش بهره وری می شود اختصاص پیدا می کند و این محققین، ملاحظه کرده اند که توسعه ی فعالیت های بازار، اثر منفی بر ایجاد
سرمایه ی اجتماعی می گذارد.
ایشیسه و ساوادا (2008) در مطالعه ای با عنوان “بازده ی کلی سرمایه ی اجتماعی: تخمین هایی بر اساس تعمیم الگوی سولوی تعمیم یافته ” از طریق تعمیم الگوی سولوی تعمیم یافته، کشش تولید نسبت به سرمایه ی اجتماعی و نرخ استهلاک سرمایه ی اجتماعی را تخمین زده اند و کشش تولید نسبت به سرمایه ی اجتماعی را، 1/. بدست آورده اند که کشش تولید سرمایه ی اجتماعی نسبت به سرمایه ی های انسانی و فیزیکی کوچکتر است. داده های مورد استفاده به صورت پانل طی دوره ی 2000-1960 بوده است. همچنین این محققین نشان داده اند که ارزش متوسط بازده ی ضمنی سرمایه ی اجتماعی تقریباً 19.11% می باشد که اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارد.
در حالی که ارتباط نظام واری بین بازده ی کل تولید سرانه ناخالص داخلی و بازده ی
سرمایه ی انسانی و فیزیکی وجود ندارد، بازده کل سرمایه ی اجتماعی ارتباطی منفی با سطح توسعه دارد.
بارتولینی و بوناتی (2008) در مطالعه ای با عنوان “رشد درون زا، کاهش در سرمایه ی اجتماعی و توسعه فعالیت های بازار” با بهره گرفتن از الگوی ریاضی، این فرضیه را بررسی می کنند که توسعه فعالیت های بازار، ایجاد سرمایه ی اجتماعی را تضعیف می کند و بنگاه ها می توانند بر ساز و کارهای رسمی کنترل و اجرا جهت جایگزینی برای سرمایه ی اجتماعی (اعتماد، وجدان کاری و صداقت) سرمایه گذاری کنند.

 
 
این محققین، با توسعه ی الگوی سولو- رمزی نشان می دهند وقتی که سرمایه ی اجتماعی در حال تخریب باشد، اقتصاد رشد بیشتری خواهد داشت و این رشد با تخریب بیشتر سرمایه ی اجتماعی دوام پیدا خواهد کرد و همچنین، هنگامی که نرخ رشد اقتصادی در تعادل بالاتر باشد، خدمات ارائه شده توسط بازار، جانشین کامل خدمات ارائه شده توسط سرمایه ی اجتماعی می شود. نتیجه نهایی این مطالعه، این است که نظام سرمایه داری می تواند باعث فرسایش سرمایه ی اجتماعی گردد ولی نمی توان گفت که فرسایش سرمایه ی اجتماعی باعث رشد اقتصادی می شود.
چو و همکاران(2009) در مطالعه ای با عنوان “نقش سرمایه ی انسانی و سرمایه ی اجتماعی در یکپارچگی اقتصادی تازه واردین از چین به هنگ کنگ” به بررسی نقش سرمایه ی انسانی و سرمایه ی اجتماعی (به صورت همزمان) در یکپارچگی اقتصادی مهاجران وارد شده از چین به هنگ کنگ که از مهاجرت آنها 6 ماه بیشتر نگذشته است، پرداخته اند و به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مثبت میان سرمایه ی اجتماعی، سرمایه ی انسانی و وضعیت اشتغال تازه واردین به منطقه هنگ کنگ وجود دارد.
این محققین با پی گیری این مطالعات و بررسی ارتباط پویای میان سرمایه ی اجتماعی و یکپارچگی اقتصادی در میان این گروه از تازه واردین به این نتیجه رسیده اند که سرمایه ی اجتماعی بخصوص شبکه های دوستی نقش مهم تری در یکپارچگی اقتصادی تازه واردینی که یک تا دو سال از ورود آنها می گذرد، ایفا می کند.
داده های مورد استفاده به صورت مقطعی و نمونه های تصادفی از مهاجرین بوده است.
آکومک و ویل (2009) درمطالعه ای با عنوان “سرمایه ی اجتماعی، نوآوری و رشد اقتصادی: شواهدی از اروپا” بر مبنای الگوی ریاضی و تجربی به بررسی رابطه متقابل میان نوآوری، سرمایه ی اجتماعی و رشد اقتصادی پرداخته اند. این محققین از روش سه مرحله ای حداقل مربعات برای 102 منطقه اتحادیه اروپا طی دوره 2002-1990 استفاده نموده اند و به این نتیجه رسیده اند که سرمایه ی اجتماعی از طریق اثر مثبت بر نوآوری، باعث پیشرفت تولید در اقتصاد خواهد شد و اثر آن بر رشد اقتصادی غیر مستقیم است و چون نوآوری یک فعالیت مخاطره آمیزی می باشد، وقتی افزایش پیدا می کند که اعتماد افراد به همدیگر (سرمایه ی اجتماعی) بالا باشد.
کوریانی و همکاران (2009) در مطالعه ای با عنوان “رشد و سرمایه اجتماعی: یک الگوی پویا”، همکاری و تعاون بین بنگاه ها را در قالب یک الگوی رشد، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. الگوی رشد مورد استفاده، الگوی رشد سولو بوده است و آن را در دو نسخه تنظیم کرده اند: نسخه ی اول یک الگوی سنتی از کاهشی بودن بازده سرمایه ی فیزیکی بوده است و نسخه ی دوم در قالب بازده ثابت سرمایه ی فیزیکی که با یادگیری در حین کار و مراحل سر ریز دانش همراه می باشد. این محققین با متمرکز کردن منابع در دسترس بنگاه (به عنوان عوامل تولید) و تحلیل پویای الگو، نشان داده اند که تعاون و همکاری بین بنگاه ها می تواند بهره وری عوامل و نرخ رشد اقتصادی را در بلند مدت افزایش دهد. الگوهای ارائه شده ثابت می کنند که نظام تولیدی سنتی در حالت پایا می تواند با سطوح پایین سرمایه ی اجتماعی و تعاون دوام بیاورد، اما بخش هایی که از لحاظ تکنولوژیکی نسبت به بقیه پیشرفته تر هستند، وجود این عامل را برای ادامه حیات خود واجب می دانند.
روزتا-پالما و همکاران (2010) درمطالعه ای تحت عنوان “آثار خارجی در یک الگوی رشد درون زا با سرمایه ی اجتماعی و سرمایه ی طبیعی” به وسیله ی الگوی ریاضی به بررسی الگویی از رشد پرداخته اند که در آن چهار نوع سرمایه (سرمایه ی انسانی، سرمایه ی تولید شده، سرمایه ی طبیعی و سرمایه ی اجتماعی) بکار رفته شده است. در این مطالعه، این محققین تابع حفاظت از محیط زیست را تدوین کرده اند که اثرات مورد انتظار انواع مختلف از سرمایه را بر میزان تغییرات سرمایه ی طبیعی بررسی کرده اند و همچنین به آثار خارجی سرمایه ی اجتماعی پرداخته اند. سرمایه ی اجتماعی بی آنکه بنگاه ها برای آن پرداختی داشته باشند باعث تولید می شود و به همین دلیل، ما با شکست بازار در تولید سرمایه ی اجتماعی روبرو می شویم و برنامه ریزان اجتماعی باید در امر تولید سرمایه ی اجتماعی بیش از مقداری که در بازار تولید شود سرمایه گذاری کنند. سرمایه ی اجتماعی حمایت از محیط زیست (کاهش آلودگی) را افزایش می دهد و اثری است که توسط بازار، درونی نمی شود. همچنین، آثار خارجی باعث انحراف در نسبت درآمد به سرمایه و نسبت مصرف به درآمد می شود. بنابراین با درنظر گرفتن تمام آثار خارجی، برنامه ریزان اجتماعی باید مقدار بیشتری از سرمایه ی انسانی را به انباشت سرمایه ی اجتماعی و حفاظت از محیط زیست اختصاص دهند و سرمایه ی انسانی کمتری برای تولید کالاهای نهایی و امور مدرسه باقی بگذارند. این محققین با بهره گرفتن از کالیبره کردن (راه حل عددی یا مقداری) الگو به نتایج اشاره شده دست یافته اند.
سوری (1383) در مقاله ای با عنوان “سرمایه اجتماعی و عملکرد اقتصادی” با تدوین یک الگوی اقتصاد سنجی، مطالعه ی اقتصاد ایران طی سال های 79-1350 و استفاده ازتعداد سرانه چک های بلامحل به ازای هر 1000 نفر جمعیت، به عنوان شاخصی برای کاهش سرمایه ی اجتماعی، به این نتیجه رسیده است که بین کاهش سرمایه ی اجتماعی واغلب متغیرهای مربوط به سطح فعالیت های اقتصادی مانند رشد اقتصادی و سرمایه گذاری خصوصی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
علمی و همکاران (1384) در مقاله ای با عنوان “سرمایه اجتماعی و چگونگی تأثیر آن بر
اقتصاد” با مطالعه نظری، به بررسی نظری مفهوم سرمایه ی اجتماعی در سه سطح خرد، میانی و کلان پرداخته اند. نتایج مطالعات آنها حاکی از آن است که سرمایه ی اجتماعی در سطح خرد (روابط میان افراد جامعه) می تواند از طریق روابط غیر رسمی میان اعضای خانواده، دوستان و آشنایان، باعث بالارفتن کیفیت سرمایه ی انسانی شود. همچنین کیفیت بالای سرمایه ی اجتماعی در روابط تعمیم یافته، قابلیت پیش بینی رفتارها را بالا می برد و انعقاد قرارداد و اجرای سرمایه گذاری را با کاهش هزینه های مبادله، آسان می کند. در سطح میانی، بنگاه ها از قدرت بیشتری در ارائه نوآوری های اقتصادی برخوردار می شوند.
در سطح کلان یا نهادی که ارتباط میان دولت و جامعه است این سطح از سرمایه ی اجتماعی، با بالا بردن کیفیت نظام حقوقی و آرام کردن محیط اجتماعی و سیاسی که به طور کلی با کاهش هزینه های مبادله هم بر کارایی دولت اثر می گذارد و هم امکان حضور سرمایه گذران را بالا می برد. در نهایت سرمایه ی اجتماعی به همین طریق به رشد اقتصادی کمک می کند.
رنانی و همکاران(1385) در مطالعه ای با عنوان “سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی: ارائه یک الگوی نظری” نشان داده اند که افزایش سرمایه ی اجتماعی موجب تسهیل روابط اعضای شبکه گردیده و با کاهش هزینه مبادله موجب بهبود کارایی می شود. روابط مبتنی بر اعتماد یکی از عوامل اصلی در تسهیل روابط می باشد. این محققین در الگوی فرانکوﺋیس، سهم افراد قابل اعتماد در جامعه را به عنوان یک متغیر تعیین کننده در تابع تولید کاب-داگلاس وارد کرده و رابطه معنادار بین نسبت این متغیر و تغییرات تابع تولید بدست آورده اند. این محققین، همچنین به این نتیجه رسیده اند که رشد اقتصادی علاوه بر اینکه با مقدار مطلق (سطح) سرمایه اجتماعی ارتباط مثبت دارد بلکه با نرخ رشد سرمایه ی اجتماعی نیز رابطه مثبت دارد و ضریب تغییر رشد سرمایه ی اجتماعی (میزان تغییرات تولید بر اثر تغییرات سرمایه ی اجتماعی) از ضریب رشد سرمایه ی منابع انسانی بزرگتر است.

رحمانی و همکاران (1386) در مطالعه ای با عنوان “بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی ایران- مطالعه موردی استانهای کشور با روش اقتصاد سنجی فضایی” با گسترش الگو های رشد نئوکلاسیکی، به بررسی الگوی تجربی رشد اقتصادی استان های کشور طی سال های 1382-1379 پرداخته اند و در این مطالعه از شاخص درصد عضویت افراد در گروه ها و انجمن های داوطلبانه به عنوان شاخصی از سرمایه ی

دسته بندی : پایان نامه مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید