دانلود پایان نامه

برنامهریزی یک سطحی چند محصولی چند دوره ای پویا را فرموله میکند. همچنین برای حالتی که زمان تدارک به اندازه انباشته وابسته نیست و سطح تقاضا ثابت است یک مدل کمکی مارکوفی پیشنهاد شده و چند فرمول جدید برای سیاستهای کنترلی بهینه با استفاده از زنجیره مارکوف بدست آمده است.
یین و همکاران 57(2003) در مقاله خود به بحث در مورد مدلها و الگوریتمهای عددی در برنامهریزی تولید تحت شرایط عدم قطعیت میپردازد. آنها از فرایندهای احتمالی جهت تشریح پویاییهای سیستم استفاده کرده و تقاضای تصادفی و فرآیندهای ظرفیتی را با استفاده از زنجیرههای مارکوف دو حالتی محدود با زمان پیوسته58 مدل نموده اند. آنها نرخ تولید بهینه را با کمینه کردن امید ریاضی هزینههای سیستم و با گسسته نمودن معادلات 59HJB که با استفاده از توابع ارزش60 محقق میشود و نیز استفاده از یک رویه تقریبی، جواب بهینه را بدست میآورند و در نهایت مدل پیشنهادی خود را با سه مورد مطالعاتی از شرکتهای بزرگ صنایع کاغذسازی، صحه گذاری نموده اند.
گوپتا و ماراناس61(2003) در مقاله خود ابتدا یک مرور کلی بر تحقیقات قبلی در زمینه عدم قطعیت در برنامهریزی میان مدت زنجیره تأمین چند سایتی انجام داده اند سپس یک رویکرد مبتنی بر برنامهریزی احتمالی جهت مدل سازی فرآیند برنامهریزی ارائه میدهند بصورتی که نسبت به تشخیص تقاضا در طول دوره برنامهریزی واکنش نشان میدهد. سپس تصمیمات لجستیک بصورت “منتظر شو و ببین” به تعویق افتاده تا در مواجهه با عدم قطعیت بهینه شود. همچنین بالانس بین سطح رضایتمندی مشتریان و هزینههای تولید در مدل منظور شده است. مدل پیشنهادی آنها یک ابزاری کارا برای ارزیابی و مدیریت فعال دارائیهای آشکار شرکت نظیر سطوح موجودی و حاشیه سود، در شرایط عدم قطعیت بازار میباشد. ویژگیهای کلیدی مدل پیشنهادی آنها از طریق مطالعه یک مورد واقعی برنامهریزی زنجیره تأمین برجسته شده است.
لیست و همکاران 62(2004) یک مدل پایدار جهت اندازه ناوگان حمل و نقل تحت شرایط عدم قطعیت در میزان تقاضای آتی ارائه نموده اند. آنها پایداری را از طریق در نظر گرفتن یک معیار لحظه ایِ جزئیِ ریسک63 مدل نموده اند. معیار ریسک در تابع انتظاری ریکورس/ارجاع64 در برنامهریزی احتمالی دو مرحلهای گنجانده شده و از رویکرد تجزیه احتمالی65 به عنوان رویه حل استفاده گردیده است. یک مسئله جهت تشریح اهمیت در نظر گرفتن عدم قطعیت در مدلسازی و توضیح ماهیت بالانس ذاتی بین پذیرش تعداد بیشتری از وسائط نقلیه در مقابل پذیرش ریسک بالقوه هزینههای بالای کمبود منابع در دسترس ناکافی، حل شده است.
وو و چانگ 66(2004) تلاش میکنند تا مسئله برنامهریزی بهینه تولید را در پاسخ به هزینههای محیطی متغیر در یک محیط غیرقطعی ارزیابی نمایند. استراتژی تولید بهینه آنها گزینههای مختلف تولید را در یک شرکت نساجی بر حسب تقاضای بازار و منابع در دسترس در نظر گرفته و اثر هزینههای محیطی را بصورت یک جزء لازم از چارچوب تصمیم گیری چند معیاره مبتنی بر رویکرد برنامهریزی توافقی خاکستری67 لحاظ نموده است. مدل آنها نه تنها هزینههای معمول تولید و درآمد مستقیم فروش محصولات را در نظر میگیرد بلکه حتی هزینههای دفع فاضلاب ها، نرخ منابع آبی که به نوعی منعکس کننده اهداف درونیسازی هزینههای بیرونی در نزد شرکت هاست را نیز در نظر میگیرد. نتایج تحقیق، کاربرد پذیری و اهمیت چنین رویکردی را بر پایه یک مورد مطالعاتی اثبات میکند. این مقاله به نوعی اهمیت افزایش هزینههای آلودگیهای زیست محیطی، مالیاتهای عمومی و هزینههای حفاظت از منابع طبیعی را نشان میدهد و آن را با مسئله برنامهریزی تولید یکپارچه نموده است. چرا که در محیطهای رقابتی امروز توجه به جنبههای این چنینی به جزء لاینفکی از مزایای رقابتی شرکتها بدل گشته است.
تسای و ساتو 68(2004) یک سیستم برنامهریزی و کنترل تولید چابک (69APPCS) ارائه داده اند. این سیستم برای برنامهریزی، زمانبندی، تدارک و کنترل تولید کاربرد دارد. این سیستم در محیطهای رقابتی نظیر صنایع ساخت بر اساس سفارش70 نقش مهمی را ایفا مینماید چراکه چنین سیستمی با سرعت و دقت عدم قطعیتهای موجود در فرآیندها را شناسایی و با عکس العمل مناسب شدنی بودن برنامهریزی تولید را ضمانت میکند. عدم قطعیت اغلب توسط مشتریانی که سفارش خود را تغییر میدهند یا تأمین کنندگانی که اقلام وعده داده خود را تغییر میدهند، رخ میدهد. مشتریان و یا تأمین کنندگان میتوانند این تغییرات را قبل از آن که رخ دهد اعلام نمایند. سیستم APPCS به محض اینکه تغییری را دریافت میکند، به نحوی عکس العمل نشان میدهد که بیشترین سطح خدمت به مشتری، بهترین استفاده از منابع و کمترین زیان از حیث مواد اولیه، عاید گردد. آنها یک مدل71UML برای APPCS ارائه کرده و جهت آزمون آن از شبیهسازی استفاده نمودهاند.
سانتوسو و همکاران 72(2005) یک مدل برنامهریزی تصادفی و یک الگوریتم حل برای مسئله برنامهریزی زنجیره تأمین ارائه نموده اند. الگوریتم آن ها تکنیک هایی نظیر استراتژی نمونه گیری سناریو73، تخمین میانگین نمونه74 و الگوریتم ارتقاء یافته تجزیه بندرز75 را یکپارچه نموده است. آن ها ادعا نموده اند که روش آن ها برای مسائل برنامهریزی زنجیره تأمین با ابعاد بزرگ و با تعداد نامحدود سناریو میتواند به سرعت جوابهای با کیفیت خوبی ارائه نماید.
گوئیلن و همکاران 76(2005) یک مدل چند هدفه برنامهریزی زنجیره تأمین پیشنهاد داده اند که تحت برنامهریزی تصادفی دو مرحله ای مدل
شده است و اهداف بکار رفته ضمن بیشینه سازی سود سیستم تولیدی رضایتمندی مشتریان را نیز بیشینه مینماید. جوابهای بدست آمده برای مرحله اول برنامهریزی مربوط به جانمائی مکانهای توزیع کنندگان و کارخانجات است و جوابهای بدست آمده برای مرحله دوم پاسخگوی عدم قطعیت، تحت سناریوهای مختلف است.
بنجائوران و داوود 77(2006) برنامهریزی تولید را در شرکتهای سازنده قطعات بتنی پیش ساخته مورد بررسی قرار داده است. آنها ادعا نموده اند به دلیل ماهیت قطعات پیش ساخته بتنی که در ساخت سازههای مختلف میتواند مورد استفاده قرار گیرد در تمامی مراحل طراحی تا مرحله ساخت بدلیل برخی عوامل بیرونی نظیر طراحی چند منظوره، پیشرفت در ساخت سازهها، دارای درجه بالائی از عدم قطعیت هستند. بارکاری که نوعاً این شرکتها متحمل میشوند ترکیب پیچیده ای از منحصر به فردی و یکسان سازی در طراحی است که دارای تنوع زیادی در زمان تحویل و همینطور نیازمند هزینه در ساخت قالبهای هدفمند میباشد. سیستم برنامهریزی نوآورانه آنها که78 (AIP) نامیده میشود دو توانمندی را در خود دارد. کارکرد اول آن یک سیستم یکپارچه سازی داده است که اتوماسیون را در فرآیند برنامهریزی تقویت مینماید. کارکرد دوم آن یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری(79 DSS) برای برنامهریزان است که با استفاده از آن کارائی برنامه تولید خود را ارتقاء دهند. هدف تعبیه شده در آن بهینه کردن سود چنین شرکت هائی است. این سیستم از تکنولوژی هوش مصنوعی بهره گرفته است و برای طراحی سیستم تصمیمیار خود از شبکههای عصبی و الگوریتم ژنتیک بهره برده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که این سیستم توانسته زمان تدارک برای مشتری را به حداقل ممکن برساند.
جولای و همکاران 80(2006) یک چارچوب بهینه سازی جهت تعیین تولید بهینه در یک افق زمانی ثابت، برای اقلامی با موجودی مستقل از نرخ تقاضا تحت شرایط تورم ارائه نموده اند. آنها اقلام فاسد شدنی را در نظر گرفته اند که از تابع توزیع وایبول دو پارامتری تبعیت میکند. کمبود مجاز است و با یک نرخ ثابتی به عقب میافتد. یک مثال عددی جهت تشریح چگونگی کارکرد رویه حل و یک تحلیل حساسیت روی پارامترهای سیستم صورت پذیرفته است.
واسانت 81(2006) در مقاله خود به این نکته اشاره نموده است که در واحدهای تولید کننده مدرن صنعتی با مسئله ابهام در جنبههای مختلفی نظیر در دسترس بودن مواد اولیه، در دسترس بودن منابع نیروی انسانی، توانمندی فرآیندها و محدودیت هایی که توسط دپارتمان فروش تحمیل میشود مواجه هستند. سپس ادعا نموده که برنامهریزی خطی فازی روش مناسبی جهت مواجهه با چنین شرایطی است. او یک مدل جدید مبتنی بر برنامهریزی فازی را با تابع عضویت s شکل تعدیل شده، ارائه نموده و به دلیل اینکه چندین تصمیم مختلف با هم گرفته میشود برای ارزیابی مدل چندین معیار مختلف تعریف کرده و کارائی و رضایتمندی از جواب ارائه شده توسط مدل خود را آزمون نموده است و در نهایت به این نتیجه رسیده است که مدل پیشنهادی راه حل هائی با سطح بالائی از سوددهی و درجه بالائی از رضایتمندی را بدست میدهد.
خادمی زارع و همکاران 82(2006) در مقاله خود یک الگوریتم کاربردی و درخور توجه را برای برنامهریزی سفارش تولید تحت شرایط عدم قطعیت ارائه نموده اند. ترکیبی از مدلهای شبکه و منطق فازی جهت تعریف توالی مراحل تولیدی و عدم قطعیت، ابزارهای مناسبی جهت مدل سازی برنامهریزی سفارش تولید محسوب میشوند. در این مقاله پارامترهای شروع به کار هر فعالیت، زمان هر فعالیت و تعداد حلقههای شبکه تولید محصول بصورت اعداد فازی مثلثی تعریف گشته (بدبینانه83، محتمل84 و خوش بینانه85) و نتایج برنامهریزی تولید بصورت مجموعههای فازی تعریف شده اند. محاسبات شبکه شامل اجرای86 CPM فازی روبه جلو میباشد. خروجی الگوریتم آنها یک برنامه زمانبندی سفارش تولید فازی است. آنها ادعا کرده اند که روش آنها از نظر کاربرد پذیری و قابلیت مکانیزه شدن نسبت به روشهای دیگر بهتر عمل میکند و نیاز به محاسبات کمتری دارد.
لئونگ و همکاران 87(2007) مسئله برنامهریزی تولید چند مکانی را برای یک شرکت پوشاک چند ملیتی هنگ کنگی مطرح مینماید و در آن مسائلی نظیر سهم واردات/صادرات که توسط نیازمندیهای قانونی88 ملل مختلف تحمیل میشود، استفاده از مکان/ کارخانههای سازنده مختلف با توجه به ارجحیت مشتریان و همینطور ظرفیت تولید، سطوح نیروی انسانی، فضای انبار و شرایط منابع در آن مکان/کارخانه ها، در نظر گرفته شده است. در این مقاله یک مدل بهینه سازی پایدار جهت حل مسئله برنامهریزی تولید چند مکانی با دادههای غیرقطعی توسعه داده شده است که در آن هزینه کل شامل هزینه تولید، هزینههای نیروی انسانی، هزینههای موجودی و هزینههای تغییر نیروی انسانی کمینه میگردد. همچنین با تنظیم پارامترهای جریمه، مدیریت تولید میتواند یک استراتژی تولید میان مدت بهینه شامل برنامه بارگذاری تولید و سطوح نیروی انسانی را با در نظر گرفتن سناریوهای مختلف رشد اقتصادی، تعیین نماید. پایداری و کارائی مدل توسعه داده شده با استفاده از نتایج عددی به اثبات رسیده است. همچنین تعادل بین پایداری مدل و پایداری جواب، تجزیه و تحلیل شده است.
وو و ایراپتریتو 89(2007) در مقاله خود یک حل همزمان را برای مسئله برنامهریزی تولید و برنامه زمانبندی از طریق یک چارچوب سلسله مراتبی پیشنهاد میدهند. مسئله برنامه ریزی، سفارشات را در دوره برنامهریزی تجمیع میکند و عدم قطعیت را با استفاده از یک مدل برنامهریزی احتمالی چند مرحله ا
ی (حداکثر سه مرحله) در نظر میگیرد. مدل پیشنهادی آنها شامل بالانس موجودی، محدودیت افق زمانی همراه با یک فاکتور توالی است که پیچیدگیهای دستور العمل تولید را لحاظ میکند. با استفاده از استراتژی افق غلطان90، برنامه تولیدِ مرحله جاری، به عنوان ورودی مسئله زمانبندی تلقی میشود که این مسئله با استفاده از یک مدل سازی با زمان پیوسته حل میگردد. یک چارچوب تکرار شونده91 نیز توسعه داده شده که نتایج برنامهریزی تولید و زمانبندی را قبل از آنکه به سراغ دوره بعدی برود همگرا مینماید. سپس رویکرد پیشنهادی خود را در یک مورد مطالعاتی پیاده سازی و آزمون نموده اند.
آلیو و همکاران 92(2007) مسئله برنامهریزی تولید-توزیع ادغامی (93 APDP) را در زنجیره تأمین مخاطب قرار داده اند. آنها از یک رویکرد فازی جهت مواجهه با عدم قطعیت تقاضای بازار استفاده نمودهاند. مدل آنها نه تنها برنامهریزی تولید ادغامی را انجام میدهد بلکه به نوعی اثر متقابل برنامهریزی تولید و توزیع را نیز در نظر میگیرد. آنها ادعا


پاسخی بگذارید