دانلود پایان نامه

(صفوی ، 1384 ، 68)
ایران از لحاظ موقعیت جغرافیایی پس از همسایگی با کشورهای بریتانیا و روسیه به عنوان دو قدرت بری و بحری در شمال به هارتلند و در آب های آزاد جنوب به ریملند متصل بود و بعنوان سرزمین حائل بین دو قدرت فوق در نظر گرفته می شد. و از اهمیت بسزایی در نظریه های ژئوپلتیکی در دوران امپریالیستی برخوردار بود. پس از جنگ جهانی دوم و جایگزینی امریکا بعنوان قدرت اصلی بحری و طبق دکترین تورومن و استراتژی مهار اسپایکمن همچنان یکی از خطوط مقدم مقابله با ایدوئولوژی کمونیسم اتحاد شوروی مطرح بود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 در حیطه نفوذ غرب بیرون امد و سعی نمود که سیاست مستقلی را در برابر دو قدرت مذکور اجرا نماید ولی در دیدگاه های ژئوپلتیک همچنان دارای موقعیت حایل و اهمیت ژئواستراتژیک محسوب می گردید. با تحولاتی که در دهه نود میلادی در بلوک شرق به رهبری اتحاد شوروری رخ داد و منجر به فروپاشی رژیم کمونیستی شوروری و تجزیه امپراطوری معظم قدرت شوروری گردید و ایران دیگر همسایه روسیه جدید با مرزهای زمینی نبود و ایران به جای روسیه با کشورهای جدیدی در قفقاز (آذربایجان، ارمنستان، گرجستان) و در آسیای مرکزی با کشورهای (قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان) همسایه شد، قدری از اهمیت زئواستراتژیک خود را ازدست داد اما با تغییر دیدگاه های ژئوپلتیکی به ژئو اکونومیکنی و استقلال کشورهای حاشیه شمالی ایران که دارای منابع سرشار نفت و گاز بود و به منطقه هارتلند دوم انرژی معروف است و جلوی کمپ آن منطقه را ظلع شمالی بیضی انرژی را می داند و ایران نیز با این موقعیت جغرافیایی کاملا در قسمت میانی بیضی استراتژیک انرژی قرار داشته و جنوب این بیضی (خلیج فارس) و شمال این بیضی (کاسپین) را به یکدیگر ارتباط می دهد و به جز گرجستان نیز همگی دارای موقعیت محصور در خشکی هستند به اهمیت ژئواکونومیکی و ارتباطی ایران افزوده شده است. لذا در این فصل جایگاه کشور ایران را در نظریه های ژئوپلتیکی در دوران بازی بزرگ، جنگ سرد و رقابت ایدئولوژیک که دنیا را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم کرده بود و ایران نیز جزی از اردوگاه غرب به حساب می آمد مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد که در این قسمت نظریه های ژئوپلتیکی مکیندر(هارتلند)، ماهان(قدرت دریایی)، اسپایکمن(ریملند)، کوهن (کمربندهای شکننده)، یوردیس فان لو هازن(مرکز مرکزها) را بطور اجمالی مرور کرده و در نهایت نظریه های ژئوپلتیکی جدیدی را مانند تئوری ایمانوئل و آلراشتاین(ژئوکالچر) ، تئوری برژنسکی، ادوارد لوت لاک ، کالپنزگری و . . . را مورد تحلیل قرار خواهیم داد.

2-17)دیدگاه روابط مبتنی بر قدرت که به ویژگی سلسله مراتبی دولت ها در درون نظم جهانی تأکید می کند.
دیدگاه اول
متغیر اصلی در اینجا توان یک کشور در تأثیر یا تغییر رفتار دیگران در مسیر مورد تقاضای خود است. دانشمندان علوم سیاسی از دیرباز این روابط مبتنی بر قدرت را با واژه موازنه جهانی و فرموله کردن روابط بین المللی پس از جنگ دوم جهانی در مدل های دو قطبی (پایان دهه 1940 و دهه 1950)، دو قطبی سست (پایان دهه 1950 و دهه 1960) و چند قطبی (دهه های 1970 و 1980) مورد توجه قرار داده اند، کوهن با مشاهده ظهور سه قدرت جدید جهانی یعنی ژاپن، چین و اروپای غربی و ظهور تعدادی قدرت منطقه ای، در سال 1982 نوشت که جهان به سوی یک سیستم سلسله مراتبی در حال حرکت است. کوهن مناطقی مانند آسیای جنوب شرقی و خاور میانه را به دلیل اهمیت ژئواستراتژیک جهانی آنها و گرفتار آمدن میان دو حوزه نفوذ دو ابرقدرت و ویژگی های فرهنگی و منطقه ای شان بی ثبات تصویر می کرد و به آنها نام کمربندهای شکننده می داد. به نظر او هر گاه یکی از رقبا در منطقه ای از رقیب عقب می افتاد برای اعمال نفوذ در منطقه ای دیگر از ج های درجه دوم فوق در درون این عرصه ها محصور هستند، اما سه منطقه هم در خارج آنها هست یعنی جنوب آسیا و کمربند شکننده خاورمیانه که عرصه رقابت اند و منطقه دروازه ای و نوظهور اروپای مرکزی و شرقی که منطقه ای حائل بوده و می تواند تماس و تعامل میان دو عرصه را تسهیل کند. او در راستای منافع ملی آمریکا چیزی می نوشت و امید می داد که فروپاشی اتحاد شوروی به ترسیم نقشه ای جدید و با ثبات تر از جهان خواهد انجامید.
دیدگاه دوم
دیدگاه دوم بر توسعه قدرت بر مبنای ایدئولوژی دولت استوار است. به عنوان مثال، آمریکا با بیان رسالت قاره ای خود برای توسعه دموکراسی نفوذش را در قرن 19 در قاره آمریکا گسترش داد. این کشور در قرن 20 نهان دست به کار می شد.
کوهن در 1990 به نقش قدرت های درجه دوم که آنها را کشورهای دروازه ای می خواند معتقد شد. به نظر او دو عرصه در بالاترین سطح ژئواستراتژیک وجود دارد. یکی عرصه دریایی یعنی اروپای غربی، آفریقا و قاره آمریکا و دیگری عرصه قاره ای یعنی اتحاد شوروی و چین . اکثر قدرت با بیان رسالت خود در مبارزه با کمونیزم قدرت جهانی خود را افزایش داد. روسیه تزاری نیز با بیان رسالت خود در تنظیم جامعه آینده بشری، به توسعه اراضی یا مداخله در جهان سوسیالیست می پرداخت.
دیدگاه اقتصاد سیاسی
که روی اینکه چه کسی، چه چیزی، کجا و چگونه به دست می آورد تأکید می کند. در اینجا فرض اکید بر این است که برای درک خوب و کامل ژئوپلتیک باید دینامیک های اقتصاد جهانی را در نظر گرفت. امانوئل والرشتاین در 1984 با ملاحظه رابطه میان روندهای تجمع ثروت، رقابت بر سر منابع و سیاست خارجی به عنوان بخشی از سیستم جهانی
منفرد به هم وابسته که در آن کاپیتالیزم شکل دهی ویژگی ها و نظم سلسله مراتبی دولت ها را دیکته می کند به این فرض کمک کرده است. چنین سیستم جهانی، آمریکا را به سوی ایفای یک نقش مرکزی ژئواستراتژیک و اقتصادی برده است. در این تحلیل، در تعیین روابط بین دولت ها، نیروهای اقتصادی تعیین کننده اند و به روندهای سیاسی و فرهنگی نقشی عمده تعلق نمی گیرد.

3-1) مشخصات جغرافیایی ایران
هر کشوری از لحاظ موقعیت جغرافیایی با کشورهای دیگر متفاوت می باشد تفاوت موقعیت جغرافیایی ناشی از کجایی و چگونگی قرار گرفتن هر کشور بر روی کره زمین است. برخی از کشورها در نیمکره شمالی، جنوبی، شرقی و با غربی قرار دارند و یا این که به دریا دسترسی داشته یا محصور در خشکی هستند و نیز در همسایگی کشورهای قوی و یا ضعیف قرار دارند با یکدیگر فرق دارند که این عوامل همه منتج از موقعیت جغرافیایی است و به همین دلیل است که موقعیت جغرافیایی مهمترین مولفه ثابت از عوامل تاثیر گذار بر ژئوپلیتیک کشورهاست، کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و موقعیت جغرافیایی این کشور ویژه بوده بنابراین، این موقعیت تاثیر خاصی بر ایران به جای گذاشته است که در این فصل مورد کنکاش قرار می گیرد. کشور ایران امروزه تنها بخش کوچکی از سرزمین تاریخی ایران را تشکیل می دهد. این سرزمین پهنه ی جغرافیایی وسیعی است که طی ق ایران را تشکیل می دهد. این سرزمین پهنه ی جغرافیایی وسیعی است که طی قرن ها قرن ها قلمرو فرهنگ و تمدن کهن ایرانی به شمار می رود. وسعت این پهنه، بسیار وسیع تر از کشورهای کنونی ایران و شامل سرزمین هایی است که داخل فلات وسیع ایران و یا در حاشیه های آن قرار دارند.
از دیدگاه نظری موقعیت جغرافیایی سرزمین ها گوناگون و متنوع اند. کشور ایران دارای موقعیت بری و بحری و حائل بوده و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دارای موقعیت گذرگاهی و ترانزیتی شده است. لذا در این مبحث انواع موقعیت کشور ایران شامل موقعیت ریاضی، موقعیت نسبی، موقعیت حائل، موقعیت ترانزیتی، موقعیت منطقه ای، موقعیت جهانی و . . . مطرح می گردد.

3-1-1) موقعیت جغرافیایی ایران
سرزمین ایران بخش عمده ای از فلات ایران را شامل می شود که در نیمکره شمالی زمین قرار دارد . ایران در نیمکره شمالی ، بین عرض های 25 و 40 درجه شمالی و طول های 44 و 63 درجه شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. (نظری ، 1386، 8) طول مرزهای کشور ایران 8574 کیلومتر می باشد که از این مقدار 3965 کیلومتر مرز خشکی ، 2045 کیلومتر مرز رودخانه ای ، دریاچه ای و 2564 کیلومتر مرز دریایی است.
وسعت کشور ایران بر اساس آخرین مطالعات یک میلیون و ششصد و بیست و سه هزار و هفصد و هفتاد و نه کیلومتر مربع برآورد شده است. موقعیت جغرافیایی ایران در جهان بسیار حساس و مهم ارزیابی می شود به طوری که رنه گروسه محقق فرانسوی ایران را چهار راه تاریخ خوانده است و گروهی دیگر از مستشرقین آن را پل بین شرق و غرب می دانند. (طاهری موسوی ، 1387 ، 4)
ایران سرزمینی است در غرب آسیا که از شمال به کشورهای ارمنستان، جمهوری آذربایجان، جمهوری ترکمنستان و دریای خزر و از خاور به ترکمنستان ، افغانستان و پاکستان و از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس و از غرب به عراق و ترکیه محدود است . مساحت این کشور 1648195 کیلومتر مربع بوده که از نظر وسعت هفدهمین کشور جهان به شمار می آید (اطلس گیتا شناسی نوین ، 1384، 143)
فضای داخلی کشور ایران با وجود یکپارچگی کلی آن اضلاع شمالی ، غربی و جنوبی شامل ترکیبی از عناصر طبیعی و مورفولوژیک است این عناصر عمدتاً عبارتند از :
1- رشته کوهها؛ شامل رشته کوه البرز، زاگرس ، مرکزی و رشته های منفرد شرق ایران (حافظ نیا ، 1381، 47). کوههای البرز در شمال با حداکثر ارتفاع 5671 متر (قله دماوند) کوههای زاگرس در غرب و جنوب غربی با بلندی حداکثر 4409 (کوه دنا) و کوه های مرکزی با ارتفاع حداکثر 4465متر (کوه هزار) فراگرفته (اطلس گیتا شناسی نوین، 1384، 143)
2- فلات ها، شامل فلات آذربایجان ، کردستان و فلات مرکزی ایران
3- دشت ها شامل دشت های گرم و خشک داخلی (کویر لوت و کویر نمک و. . . )، دشت های حاصلخیز ساحلی (گیلان، مازندران، گلستان، خوزستان و هرمزگان)، دشت های حاصلخیز پایکوهی (کرج، ورامین، اصفهان و . . . )، دشت های حاصلخیز میان کوهی(کشف رود، مغان، ماهی دشت، اسدآباد و . . . )
4- دریاچه ها شامل ارومیه ، بختگان، جازموریان و . . .
5- باتلاق ها، شامل شوره زارها ، نمک زارها ، تالاب ها و. . .
عناصر مورفولوژیک مذکور در فضای ایران با یکدیگر پیوند خورده و تنوع و گوناگونی محیط های زیست انسانی را سبب شده اند(حافظ نیا ، 1381 ، 45). ایران به دلیل برخورداری از پتانسیل هایی چون موقعیت ممتاز ژئوپلتیک، منابع فراوان، نزدیکی جغرافیایی به دریاهای آزاد و تنگه استراتژیک هرمز، توانایی تبدیل قدرت برتر در خاورمیانه را دارد. (نامی و عباسی، 1388، 41) ایران از نظر منابع طبیعی جزء کشورهای بسیاری غنی در دنیا محسوب می گردد. بر اساس آمار سال 2010 ، میزان ذخایر اثبات شده نفت خام این کشور بالغ بر 138 میلیارد بشکه تخمین زده شده که از این حیث بعد از عربستان سعودی و کانادا سومین کشور غنی از لحاظ منابع نفتی می باشد. ذخایر گاز اثبات شده ایران نیز حدود 30 هزار میلیارد متر مکعب تخمین زده شده است که پس از روسیه ، دومین دارنده بزرگ ذخایر گاز طبیعی در دنیاست (گزارش سالا
نه موسسه مطالعات بین المللی انرژی، 2010).
جمعیت این کشور بر اساس آمار موجود تا سال 2006 قریب به 77 میلیون نفر برآورد گردیده که از این تعداد نزدیک به 96 درصد را مسلمانان و 88 درصد کل جمعیت این کشور را شیعیان تشکیل داده اند (گزارش سالانه موسسه تحقیقاتی pew ، 29، 2010). ایران بر اساس آمار سال 92 دارای 31 استان بوده است.

3-1-2) فلات ایران
فلات ایران مثلثی است بین دو فرورفتگی خلیج فارس در جنوب و دریای کاسپین در شمال و آن به منزله پلی است که بین آسیای مرکزی و آسیای غربی ، تشکیل برآمدگی می دهد که جلگه های آسیای داخلی را به فلات های آسیای صغیر و اروپاه متصل می کند(گیرشمن، 1383، 1)، قلمرو و فضای جغرافیایی ایران به لحاظ طبیعی هویت خاصی دارد که با مرزهای مشخص از فضاها و قلمروهای پیرامون خود جدا و متمایز می شود. به لحاظ طبیعی، قلمروی جغرافیایی فلات ایران در شمال از فضاهای ماورای قفقاز، سیبری و آسیای

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید