دانلود پایان نامه

وجود میآیند و از بین میروند، چیزی که در طول تغییرات ثابت میماند، یعنی جواهر، را به عنوان آنچه ابتدائاً واقعیت دارد، اثبات کردند. اینکه چیزی باید در طول تغییر، ثابت (?????) باشد قابل اثبات است، اما رواقیان، به جای اینکه ابتدا بپرسند وجود چیست و سپس نشان دهند که چرا ثبات به عنوان یک صفت به آن تعلق دارد، در یکی دانستن وجود با ثبات مرتکب اشتباه شدند. لذا آنها به پوچی این اعتقاد که مکان ثابت است ولی وجود نیست، زیرا ماده نیست، رهنمون شدند. به علاوه اگر ادراک حسی مربوط به اجسام یا صفات آنها باشد و اگر ماده مقدم بر جسم باشد، چگونه قرار است ماده ادراک شود؟ و اگر ماده صرفاً با اجسام یکی دانسته شود، در این صورت چگونه جوهرِ ثابت، ادراک میشود؟
نهایتاً، رواقیان خود را با این فکر که از طریق ادراک حسی به مبدأ نخست رسیدهاند، فریفتهاند؛ زیرا ماده به عنوان یک مبدأ برای حواس قابل دستیابی نیست. آنچه برای حواس قابل دستیابی است تنها نمودی از یک مبدأ است. هر چند اگر آنها بپذیرند که از طریق عقل به این مبدأ رسیدهاند، آنگاه در موضع غیر قابل دفاع قرار دادن ماده پیش از عقل و در حقیقت حتی موضع انکار وجود حقیقی عقل قرار میگیرند. در نهایت – اینجا فلوطین به صورت نادر از استدلالی شکاکانه استفاده میکند- این عجیب است که رواقیان به عقل اعتماد میکنند که با آنها درباره مبادی سخن بگوید در حالیکه عقل برای آنها وجود ندارد. یعنی اگر همانطور که فلوطین فکر میکند عقل باید مجرد باشد، و رواقیان وجود ذوات مجرد را انکار میکنند، آنگاه اتکاء آنها به عقل پوچ است.
قدرت استدلالهای بالا مبتنی بر صحت تفسیر دیدگاههای رواقی که در این استدلالها مسلم اخذ شدهاند، است. بی تردید گزینههای دیگر تفسیری نیز موجودند که از برخی تناقضات که فلوطین گمان میکرد کشف کرده است، اجتناب میکنند. من معتقدم که این نکته کلی – عدم کفایت مابعدالطبیعه رواقی و لذا عدم کفایت نظریه مقولات رواقی – استوار و دقیق است. مجموعه اصول ارسطویی که آشکار شد که فلوطین در نقدش نسبت به رواقیان استفاده کرده است، به اهداف ما بیشتر ارتباط دارد. قدرت انتقادات، آشکارا بر قابل پذیرش بودن این اصول مبتنی است. اینکه وجود جنس نیست، اینکه فعلیت مقدم بر قوه است، اینکه تقدم و تأخر مقولی باید به صورت علّی تفسیر شوند و اینکه جوهر به معنای ماده نمیتواند اوسیای نخستین باشد، اصول ارسطویی هستند که فلوطین حتی با وجود حملهاش به خود نظریه مقولات ارسطو، آنها را میپذیرد. اکنون به این حمله میپردازیم.

2- نقد مقولات ارسطویی
نقد فلوطین نسبت به تبیین ارسطو از جوهر91 و دیگر مقولات، بر اصول مذکور در بالا و بر فهم فلوطین از اوسیا آنچنانکه در بخش سوم ارائه شد، مبتنی است. ویژگی اصلی آن تبیین که پایه انتقاد حاضر است، این است که بر خلاف نظر ارسطو اوسیا، مطلقاً نخستین و لذا محور فلسفه اولی نیست. به علاوه هر نظریها


پاسخی بگذارید